اصلاح طلبان استان گیلان
بحران در همسایگی ما

بحران در همسایگی ما
 
 
* علی انجم روز
ساعاتی قبل خانم بی نظیر بوتو نخست وزیر اسبق پاکستان که پس از نزدیک به یک دهه تبعید ازali anjomrooz لندن به کشورش بازگشته بود، در یک بمب گذاری کشته شد. این دومین سوقصد به جان رهبر «حزب مردم» از زمان بازگشتش به کشور بوده است. نوع ترور خانم بوتو به گونه ای بود که نشان می دهد آمران این جنایت اصرار به قتل وی داشتند زیرا پس از انفجار بمب باز به اتومبیلی که بوتو را به بیمارستان می رساند شلیک شد و متاسفانه گلوله ای به گردن وی اصابت کرد و این زن پنجاه و چهارساله آزادیخواه را برای همیشه خاموش کرد.
بی نظیر بوتو دختر ذوالفغار علی بوتو است، نخست وزیری که در سال ۱۹۷۸ با کودتای ژنرال ضیاءالحق برکنار شده و توسط نظامیان حاکم علیرغم رایزنی های گسترده ی بین المللی اعدام شد. هر چند ژنرال ضیاءالحق هم، آنگونه که دلش می خواست از هم بستری با عروس قدرت کامیاب نشد و با شلیک موشکی به هواپیمای حامل وی و تعدادی از سران حکومت از جمله سفیر وقت آمریکا در پاکستان کشته شد.
با مرگ ذوالفغار دخترش بی نظیر که بسیار خوش سخن و با چهره ای جذاب بود به رهبری حزب مردم رسید او مدتی طعم تلخ زندان را نیز چشید. همه اینها در عنفوان جوانی برای او رخ داد.مادر بی نظیر ،خانم بیگم بوتو ایرانی و اهل یزد است. بی نظیر بوتو در سفری که در چند سال قبل به ایران داشت ایران را کشور دوم و مادری خود خوانده بود.
بی نظیر بوتو دو مرحله به نخست وزیری پاکستان رسید.او اولین زن مسلمانی بود که در سن سی و چهار سالگی زمام امور را در یک کشور مسلمان به دست گرفت. دو حزب «مردم» و «مسلم لیگ» مطرح ترین احزاب سیاسی در پاکستان هستند. رهبری حزب مسلم لیگ را رقیب سیاسی خانم بوتو یعنی نواز شریف بر عهده دارد. او نیز می رفت سرنوشتی همچون پدر بی نظیر پیدا کند یعنی طی کودتایی توسط ژنرال پرویز مشرف از قدرت برکنار شده و به اعدام نیز محکوم گردید اما پادرمیانی پادشاه عربستان و منطقی تر بودن مشرف نسبت به ضیاءالحق، جان نواز شریف را نجات داد. او سال ها به حالت تبعید در عربستان بسر برد و حزب وی نیز دو شقه شد بخشی به او وفادار مانده و بخش کوچکتر حزب به پرویز مشرف پیوست.
پاکستان کشوری است که علت وجودی اش دین متمایز از بقیه مردم هندوستان داشتن بوده است. پس از تسلیم بریتانیا در قبال مبارزات دیرپای مردم هندوستان و پذیرش استقلال این کشور، از آنجایی که یک هندوستان بزرگتر از امروز، می توانست این کشور را نه به قدرتی جهانی لااقل به ابرقدرتی منطقه ای تبدیل کند و بریتانیا هم چنین نمی خواست آخرین نیش اش را به تن رنجور ملت استعمار زده ی هند زد. اختلاف افکنی های بریتانیا که مبنای سیاست استعماری این امپراتوری بود یعنی «اختلاف بینداز و حکومت کن»، باعث شد جامعه مسلمان هند از همان ابتدا راه خود را جدا کند. داستان شکل گیری پاکستان ، جنگ هایش با هند، تجزیه اش و ایجاد کشور بنگلادش در شرق هندوستان، ماجراهای کشمیر و حالت نه جنگ نه صلح که طی شصت سال گذشته بخش زیادی از توانمندی های هند و پاکستان را به خود معطوف کرده و در حقیقت به هدر داده است و مسایل مختلف از این دست، مباحث مجزایی است که بازگویی اش در یک مجال مقال گونه نمی گنجد.
در هر صورت پاکستانی ها همان هندیان هستند و صرفا چون مسلمان بودند تصمیم گرفتند از هند جدا شوند. از همین رو سکولارهای پاکستانی همواره در معرض تهدید بوده و هستند این قاعده شامل حال خاندان بوتو و حزب شان نیز می شود. از یاد نبریم که پاکستان اولین «جمهوری اسلامی» جهان است. بنیادگرایان مذهبی اعم از سنی و شیعه در این کشور فعال و قدرتمند هستند. مرز پاکستان با افغانستان مامن تروریست های بین المللی است. بمب اتمی که غرب به پاکستان داد اکنون خود منشای نگرانی بزرگی برای ایالات متحده است. هند متحد شوروی بود و پاکستان عضو پیمان سنتو، بلحاظ توازن قوا هند از پاکستان بسیار قدرتمندتر بود و در جنگی که باعث بوجود آمدن بنگلادش شد اینرا به اثبات رساند. غربی ها که موجودیت متحدشان را در خطر می دیدند زمینه ی اتمی شدن پاکستان را فراهم کردند.
طی شصت سال اخیر هندوستان که دارای تنوع قومی،فرهنگی و مذهبی بسیاری است علیرغم پشت سرگذاشتن بحران های بسیار، همواره از نظامی دمکراتیک و آزاد برخوردار بوده است. اما کشور نوپای پاکستان فقط در مقاطع کوتاهی طعم شیرین ثبات و دمکراسی را چشید. جنگ ها، کودتاها و اخیرا خطر بنیادگرایان مذهبی و بخصوص جرثومه ای به نام القاعده، همه و همه در طول حیات این کشور، آسایش را از هندی های مسلمان، یا همان پاکستانی ها سلب کرده است. هندوستان امروز جز ده قدرت برتر جهان از نظر اقتصادی و نظامی است در حالی که پاکستان از جمله کشورهای عقب مانده جهان به حساب می آید.
خطر بنیادگرایی باعث حمایت ایالات متحده از پرویز مشرف شد اما نهایتا بخاطر فشارهای بسیار مشرف پذیرفت دو شخصیت موثر سیاسی که هر دو از مخالفان سرسخت وی به حساب می آمدند به کشور بازگشته و حتا در فرایند چرخش قدرت شرکت کنند. البته بازگشت بوتو و شریف مشروط به درآمدن مشرف از لباس نظامی و حتا کنارگیری از ریاست جمهوری بود مشرف به سادگی زیر بار این خواسته ها نمی رفت اما نهایتا با پادرمیانی آمریکا تسلیم شد او ریاست جمهوری را نگهداشت اما از فرماندهی ارتش اتمی پاکستان چشم پوشی کرد.و حاضر شد مقدمات انتخابات آزاد پارلمانی که طبق تاریخ از قبل اعلام شده باید چند روز دیگر انجام شود را برگزار نماید.انتخاباتی که با ترور بی نظیر بوتو شاید با تعویق برگزار شود.
همانطور که گفتم پاکستان ها در حالی با حادثه ی تکان دهنده ی ترور بی نظیر بوتو مواجه شدند که قرار است به زودی اولین انتخابات آزاد، پس از کودتای مشرف علیه نواز شریف را تجربه نمایند. بسیاری از ناظران بر این عقیده اند که بوتو با رای مردم به نخست وزیری می رسید او و نواز شریف علیرغم اینکه رقبای سنتی هم بودند در مقابل زیاده خواهی های مشرف از یکسو و مبارزه با بنیادگرایی مذهبی از سوی دیگر متحد بوده و اتفاق نظر داشتند.. با مرگ نابهنگام بوتو بحران در پاکستان به اوج خواهد رسید بحرانی که بر صحنه ی سیاسی این کشور تاثیرات عمیقی برجای خواهد گذاشت. ترور بوتو را باید پایان عمر سیاسی مشرف نیز به حساب آورد. مشرف این مساله را به خوبی می دانست و برای همین وقتی دو ماه قبل سو قصدی علیه بوتو صورت گرفت سراسیمه حالت فوق العاده اعلام کرد. حالت فوق العاده ای که در عمل حاصل اش نه امنیت و ثبات بلکه مرگ یکی از مهمترین مهره های سیاسی پاکستان بود.
اکنون بنظر می رسد با حذف بوتو، و به چالش کشیده شدن حیثیت سیاسی مشرف این نواز شریف است که میدان دار صحنه سیاسی پاکستان خواهد شد. اسلامگرایان هم که متهم اصلی در این واقعه ی فاجعه بار هستند و ساعاتی پس از انجام جنایت فوق مسوولیتش را پذیرفتند هم، بار دیگر قدرت شان را به رخ کشیدند و نشان دادند نگرانی آمریکا از اینکه مبادا بمب اتمی پاکستان به دست تروریست ها بیفتد بی جا نبوده است. چه بسا غرب در ازای کمک های گسترده اقتصادی به پاکستان، این کشور را وادارد از سلاح های هسته ای اش چشم پوشی کند. در هر صورت فعل و انفعالات موجود در منطقه بر کل این منطقه از جهان تاثیر خواهد گذاشت تاثیراتی که کشورمان را هم متاثر خواهد کرد. لذا اکنون بیش از هر چیز هوشیاری است که بکار می آید.
*این مقاله سه ساعت پس از انجام این جنایت توسط تروریست ها نگاشته شده است

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 11 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

بانوی سیاست

آنان که مردان جنون بودند رفتند
ما مانده ایم و این هم نامرد ... بانو !
پله های چوبی و ترک خورده ستاد انتخاباتی نم گرفته خاتمی در شهر باران گامهای بانوی جوانی را روشنک سیاسیبه خاطر دارند که همپای مردان پوسترهای سید خندان را در وانفسای بهار 76 حمل می کرد .
عطش و هیجان جوانی با نظم و دقت تشکیلاتی در هم آمیخته بود و اعضای ستاد نفسهاشان در سینه حبس بود تا سری بعدی پوسترهای محدود خاتمی با ماشین شخصی این بانو به رشت برسد ... .
غروب پاییز 78 ، لابی هتل کادوس : با یکی از روزنامه نگاران جوان و همسر دکتر فیاض زاهد به استقبال او رفتیم همان چهره معصوم دو سال پیش را داشت با اندکی چین و چروک بر پیشانی .با لحنی آهسته از من پرسید : آقای مهندس یعنی مردم رشت مرا به یاد دارند ؟ ...
سه ماه بعد رای خیره کننده ی سیده روشنک سیاسی ویشکایی در انتخابات نفس گیر مجلس ششم به وی نشان داد که هنوز خاطرات خوب ، خطرات بد را پشت سر می گذارند !
مهندس سیاسی که به قول خودش به خاطر ورود جمیله کدیور در لیست تهران ، حوزه ی انتخابیه ی رشت را برای ورود به مجلس ششم برگزیده ، اکنون به بانوی سیاست مردم رشت بدل شده بود . چهره ی مهربان و صمیمی او در روستاها و بخشها نیز به یاد ماندنی و ماندگار شد به گونه ای که بسیاری از شالیکاران و کشاورزان گیلان از بانوی جوان ویشکایی خاطرات شیرینی در یاد دارند .
در دوسال اخیرنیز دفتر او جایگاهی امن برای برگزاری همایشها و مراسم فرهنگی – سیاسی اصلاح طلبان گیلان است شاید بدین سبب است که از او به عنوان معدود   مردان سایست گیلان یاد می شود .
محبوبیت و مقبولیت این بانوی سادات در روستاها و بخشهای رشت ، هنوز باعث ترس و هراس کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم از حضور وی در این انتخابات است اما او به جرات تاکید می کند که در رشت کاندیدا نخواهد شد .
سیده روشنک سیاسی اکنون در عالی ترین سطوح تشکیلاتی حزب کارگزاران سازندگی فعالیت می کند و هنوز از حرکتهای سیاسی و اجتماعی با هیجان و حرارت حرف می زند .
سیاسی که در انتخابات 84 رییس ستاد بانوان هاشمی رفسنجانی در حزب کارگزاران سازندگی بود هم اکنون نیز فعالیتهای گسترده ای در حوزه زنان و جوانان دارد ، عضو فعال مجمع زنان اصلاح طلب و عضو شورای مرکزی ائتلاف دوم خرداد کشور است.
ساعاتی پس از ترور بی نظیر بوتو ، صدای غمناک او از آن سوی خط از نگارش مطلبی در ستایش مقام و جسارت بی نظیر بی نظیر بوتو خبر می دهد .
او گر چه در طول هفته چند روزی میهمان زادگاهش است اما دقت و وسواس عجیب او در پیگیری اخبار و اتفاقات حوزه گیلان به ما این جسارت را می دهد که او را بانوی سیاست گیلان بنامیم.
ای کاش می رفتیم شاید دست دریا
فکری به حال زارمان می کرد بانو
 یاد داشت مهندس سیده روشنک سیاسی را با عنوان بانوی سیاست ، پیرامون بی نظیر بوتو باهم می خوانیم .
 
بانوی سیاست
در زمان قحطی صداقت و خشکسالی محبت و دوران خاکستری سیاست پیشگان ، وقت ترک تازی دجاله ها ، هنگامه خود خواندگان به جانشینی پیامبران ، عصرگاه معرکه گیری مارکیشان برمارنویسان و شامگاه عربده جویان مست از پیاله های غصب ، فرشته ای از فرشتگان زمینی به آهستگی یک شب تاب درخشید و خزید تا برقی کوتاه بر دامن شب تیره این هزاره اندازد .
ارادت من به او نه به لحاظ زن بودن است  که جنسیت ملاک ارزش ها نیست و نه از آن جهت که از طریق مادر ایرانی الاصلش سبقه ایرانی هم داشت که او یک شخصیت جهانی به شمار می رفت و نه حتی به خاطر سیاستمداری او بلکه صبر و استقامت ستودنی او برای هر ناظر منصف و داور عادل پدیده شگرف و گوهر نایاب اقیانوس پرتلاطم امروز ما است .
 بدون تردید بزرگترین خطرات اجتماعی نسل بشر در این روزگار استفاده ابزاری از باورها و عقاید توده های مردم برای ایجاد نظام های سیاسی محصور ، محدود و مغایر با آزادی های فطری و حقوق بشر به شمار می رود. تشکیل سازمانهای تروریستی در پهنه جهان و مسلح به انواع سلاح ها ، نرم افزارها و امکانات مالی وسیع هیولای ترس را از مدرن ترین شبکه های حفاظتی عبور داده و امنیت و سلامت مردم را هدف قرار داده است .
امروز حتی حکومت های نه چندان موافق با دموکراسی هم از گزینه این قبیل سازمان ها در امان نیستند با این وضعیت هر گونه مقاومت و مخالفت در برابر حرکت های اقتدار گرایانه تروریست ها به معنای به جان خریدن خطرات اعم از حیثیتی و جانی است .
یقیناً نسل فعلی بشر مقدس ترین مبارزه را از میان مبارزات تاریخ خود تجربه می کند و آنهایی که آماج گلوله ها و ترکش ها قرار می گیرند ، یا آبروی خویش را در معرض انهدام می گذارند تا در شمار اولین کاریزماهای مقاومت در برابر سیاهی جهل و لشکر ترور باشند ، از جمله جاودانه های عالم هستند .
بی نظیر بوتو یکی از این تک ستاره ها بود ، او دختر ذوالفقار علی بوتو سیاستمدار و نخست وزیر اسبق پاکستان به عنوان یک زن شرقی توانست با تلاش و جدیت و به کمک هوش و ذکاوت خدا دادی راه پدر را با سرعت هرچه بیشتر ادامه دهد و عنوان جوانترین نخست وزیر زن را در جهان به خود اختصاص دهد ، بوتو در اثنای مبارزات سیاسی با برخی از تخریب های شخصی و خانوادگی مواجه شد ولی هیچگاه مسئولیت را زمین نگذاشت و قریب به هشت سال در یک تبعید خود خواسته به شکل مبارزه تنوع بخشید و در قامت یک رهبر تمام عیار و خارج از وطن نیروهای آزاد یخواه را هدایت می نمود.
مواضع سیاسی او و ارائه نظرات راهبردی در خصوص مسائل مربوط به کشورش وجهان آلبوم آزادیخواهان گیتی را حال و هوای تازه می بخشید .
وی در هنگام ورود به پاکستان در پاسخ به سوالی که پرسیده بودند اگر طرح ترور شما توسط تروریست ها طراحی شده باشد چکار می کنید گفت : آنها ادعا می کنند مسلمان هستند و مسلمان زنان را نمی کشند !
به راستی این پاسخ نه اینکه حرفی ناشیانه باشد بلکه برای شرمنده کردن همیشه مدعیان مسلمانی زیر چتر ترور و تحت قرائت های خاص از دین عنوان شد.
چه او می دانست که خطر جدی است اما نباید از آن دور شد به هر حال او رفت و رو سیاهی برای خفا شان ماند . او رفت اما دوباره و هزاران باره خورشید از شرق طلوع خواهد کرد .

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 11 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

تريبون ائتلاف اصلاح طلبان گيلان در بلاگفا

با درود. بخاطر اینکه بلحاظ فنی کار در بلاگفا ساده تر است وبلاگی بنام ائتلاف ساخته شد. از این پس می توانید به آنجا مراجعه کنید.

http://eatelaf-g.blogfa.com

ائتلاف اصلاح طلبان استان گیلان

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 7 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

با نمایندگان

نمایندگان گیلان در مجلس عملکرد موفقی داشته اند
« برآیند عملکرد نمایندگان گیلانی در مجلس هفتم مثبت بود ه است .»
 مهندس هادی حق شناس ، نماینده مردم انزلی در مجلس شورای اسلامی با اعلام این مطلب در خصوص کارنامه ی نمایندگان گیلانی مجلس هفتم به گیلنا می گوید : با توجه به مسایل و مشکلاتی که در مجلس و حوزه های انتخابیه دولت وقت وجود دارد می توان عملکرد نمایندگان گیلانی حاضر در این مجلس را مثبت ارزیابی کرد .
حق شناس شاهد مثال خود را هم رایزنی این نمایندگان با مقامات مسوول ، نمایندگان دیگر استان ها و احساس مسوولیت در مقابل رویدادها و مشکلات مختلف گیلان اعلام کرد .
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با تاکید بر اینکه به هر حال ممکن است عملکرد بعضی از نمایندگان جای چندانی برای دفاع نداشته باشد افزود :
تعدادی از نمایندگان در صحن علنی ، کمیسیون ها و پیگیری مشکلات بسیار فعال بودند و از جمله پستاوردهای آن ها هم می توان به خرید تضمینی چای ، افزایش اعتبارات راه آهن و آزاد راه رشت انزلی و قزوین ، بهبود وضعیت برنج و ... یاد کرد .
حق شناس ، با اعلام اینکه نمایندگان حاضر در مجلس در هر حال تلاشهای دامنه داری را برای حل مشکلات حوزه های انتخابیه دارند اضافه می کند : نمایندگان هموار ، تلاش دارند که در قالب طرحها و تاثیر گذاری بر لوایح مشکلات را از راه قانونی حل و فصل کنند .
عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم ، با تاکید براینکه هنگام بررسی کارنامه ی نمایندگان در مجلس باید به دولتی که با این مجلس همدوره است هم توجه شود گفت : حال و هوای دولت نهم خاص است و بسیاری از واکنش هایش غیر قابل پیش بیش است که این پدیده قطعاً برروی تصمیمات و عملکرد نمایندگان مجلس هم بی تاثیر نخواهد بود : با توجه به این موارد و لحاظ کردن این موضوع که به هر حال طبق قانون ما بحث تفکیک قوا را دادیم و نمایندگان حق دخالت در امور اجرایی و قوه ی مجریه را ندارند نمایندگان باید از مجاری قانونگذاری خواستار بهبود اوضاع و پیگری مطالبات موکلانشان باشند که در خیلی از مواقع در کوتاه مدت امکانپذیر نخواهد بود .
نماینده انزلی در پایان این گفت و گو با اشاره به بحث تاثیرگذاری سیاسی نمایندگان گیلانی به تغییر استاندار اشاره کرده و می گوید :
بحث تغییر استاندار را اگر با این زاویه دیر نگاه کنیم که حضور فرد جایگزین شده و باعث تسریع در کارها و کاهش مسایل حاشیه ای می شود قابل قبول است .
طبیعتاً تحولاتی از این دست که نمایندگان هم خواستار آن هستند می تواند برای استان موثر باشد چون یکی از خواسته های مردم از نمایندگان سرعت گرفتن عملیات اجرایی پروژه های مختلف به منظور اتمام آن هستند .
اجرای مرحله ی دوم طرح سهمیه بندی بنزین
شب گذشته مرحله ی دوم طرح سهمیه بندی بنزین اجرایی شد و سهمیه بندی بنزین که از خرداد ماه گذشته با سر و صدا و اعتراض زیادی همراه بود اینبار آرام و بی صدا انجام گرفت . حتا کاهش سهمیه ی روزانه ی تاکسی ها هم نتوانست در این ارتباط مشکلی ایجاد کند .
این در حالی بود که طی سه چهار ماه گذشته اجرای این طرح مشکلات زیادی را برای شهروندان بوجود آورده بود . خواسته های مردمی بارها از سوی تعدادی از نمایندگان در صحن علنی مجلس اعلام شد .
ایجاد مشکلات مختلف در سیستم حمل و نقل شهری و روستایی ، افزایش نرخ کرایه ها و ناکافی بودن سهمیه ی بنزین در نظر گرفته شده .
به همین دلیل طرح دیگری از سوی نمایندگان در دست بررسی قرار گرفت تا دولت بواسطه ی آن ملزم به فروش بنزین به نرخ آزاد شود . نرخ پیشنهادی هم از 350 تومان تا 600 تومان در نوسان بود .
دولت اما به دلیل آنچه اثرات تورمی این طرح بر جامعه اعلام می کرد از اجرایی کردن آن سرباز زد تا نمایندگان منتظر ارایه ی لایحه ی بودجه ی سال 87 از سوی دولت باشند .
دکتر صادق زاده ، نماینده ی مردم رشت در مجلس شورای اسلامی با اعلام این نکته به گیلنا که مجلس از مدتها قبل موافقت خود را با فروش بنزین مازاد به نرخ آزاد اعلام کرده است می گوید : با وجود موافقت مجلس متاسفانه دولت از اجرای این طرح سرباز می زند توجیه دولت چیست ؟
نایب رییس اول کمیسیون صنایع مجلس در این ارتباط از اثرات تورمی یاد کرد : توجیه دولت این است که فروش بنزین به نرخ آزاد می تواند اثرات زیاد تورمی بر جامعه داشته باشد در حالی که به نظر نمی آید این توجیه پذیرفتنی باشد چون سهمیه بندی بنزین در طول ماههای گذشته اثرات خود را گذاشته است و ما شاهد افزایش تورم بوده ایم .
نمایندگان مجلس که چند باری در نطقهای پیش از دستور خود از وضعیت نامناسب حوزه های انتخابیه شان بعد از سهمیه بندی بنزین گفته بودند با ارایه ی این طرح در صدد حل بخشی از مشکلات بر آمدند اما وقتی مخالفت خود را برای تصویب آن اعلام کرد این طرح اجرایی نشد تا نمایندگان در پاسخ به خبرنگاران در مورد سرنوشت بنزین آزاد بگویند : چاره ای نیست . باید منظر ارایه ی لایحه ی بودجه سال 87 بود . البته صادق زاده در این ارتباط به نکته ی دیگری اشاره می کند : در لایحه ی بودجه ی سال 86 هم آمده بود که دولت باید بنزین را با نرخ واقعی عرضه کند اما می بینیم که دولت با این وجود زیر بار اجرای این طرح نمی رود .
نماینده ی رشت ضمن انتقاد از وضعیت موجود در کشور بعد از سهمیه بندی بنزین وضعیت موجود در کشور بعد از سهمیه بندی بنزین ادامه می دهد : و قطعاً دولتمردان هم می دانند که اگر بنزین با قیمت آزاد عرضه نمی شود اما در سطح شهر شاهد خرید و فروش بنزین با نرخ آزاد به صورت غیر قانونی هستیم یعنی می بینیم که دولت فقط با این کار واسطه گری را افزایش داده است طبق این اظهار نظرات نمی توان منتظر ارایه ی بنزین به نرخ آزاد از سوی دولت بود و اگر از یاد برده نشود که هنوز دولت زمان دقیق ارایه ی لایحه ی بودجه سال 87 را به مجلس مشخص نکرده است می توان گفت که فروش بنزین مازاد مصرف به قیمت آزاد در سال 86 منتفی است چون اساساً مواد این لایحه باید در سال 87 اجرایی شود .
اکنون باید منتظر روزهای آینده بود که شرایط تازه ای چگونه از سوی شهروندان مورد پذیرش قرار می گیرد مخصوصاً آنکه از میزان سهمیه تاکسی ها که متهمان اصلی فروش بنزین صاحبان خودروهای سواری بودند هم کم شد . تا آنان دیگر قادر به فروش بنزین مازاد خود به نرخ 400 تا 500 تومان نشوند .
نماينده مردم لاهيجان و سياهکل: اظهارات رئيس جمهوري در مورد شکر شفاف نبود
اگر صنفي از وضعيت پيش‌آمده سوء استفاده کند، وزارت صنايع و وزارت بازرگاني بايد پاسخگو باشند
 
  
اظهارات رئيس‌جمهوري مبني بر خريد شکر و سپس صادرات آن به جاي ديگر هنوز براي نمايندگان مبهم است.    
  
به گزار ش گیلنا نماينده مردم لاهيجان و سياهکل در مجلس شوراي اسلامي، با اعلام اين مطلب گفت: در صورتي که دولت شکر را خريداري کرد که گرانتر بفروشد، مگر توليدکنندگان در خريد شکر مشکل داشتند و اگر هم شکر خريداري شد که ارزانتر به فروش برسد، دولت مجوز اين کار را از چه نهادي دريافت کرده است.
 
ايرج نديمي با اشاره به اين که خريد شکر به منظور پرداخت يارانه نيز کاري غيرقانوني به شمار مي‌رود، ادامه داد: توجيه واردات شکر و صدور آن به يک کشور ديگر در صورتي منطقي به نظر مي‌رسد که آن کشور از خريد شکر ممنوع باشد، قيمت خريد شکر براي آن کشور بالاتر از قيمت خريد شکر از ايران باشد يا اين که صادرات شکر براي ايران سودآور باشد.
 
وي درباره اين صحبت رئيس‌جمهور هم که کارخانه‌داران شکر را به قيمت 300 تومان وارد کردند و به قيمت 560 تومان به دولت فروختند، عنوان کرد: کارخانه‌دار يا صنف زير نظر دولت و به ويژه وزارت صنايع فعاليت مي‌کند و اگر در کشور ايران صنف يا صنفي از وضعيت پيش‌آمده سوء استفاده کند، وزارت صنايع و وزارت بازرگاني بايد پاسخگو باشند.
 
نايب رئيس اول کميسيون اقتصادي مجلس همچنين درباره حذف سه صفر از پول ملي که به تاييد وزارت اقتصاد و رئيس کل بانک مرکزي رسيده است و در انتظار تصويب شوراي اقتصاد به سر مي‌برد، اعلام کرد: هرچند که حذف صفر از پول ملي نوعي روش براي کنترل اقتصاد است، اما ارزش پول ملي با اين روش تغيير نخواهد کرد و محتواي آن به توليد و سرمايه‌گذاري برمي‌گردد.
 
وي تصريح کرد: لازم است مساله قدرت خريد و تناسب بين درآمد و هزينه در کشور حل شود زيرا هنوز معلوم نيست که اگر سه صفر از پول ملي کم شود، حقوق و درآمد افراد افزايش پيدا مي‌کند يا کاهش مي‌يابد.
 
نديمي در پاسخ به اين پرسش که آيا حذف سه صفر از پول ملي در کاهش تورم موثر خواهد بود، گفت: برای خیلی­ از مردم شکل و ظاهر قضیه مهم است و بي ترديد اين مسائل مي‌تواند در کاهش تورم تاثيرگذار باشد.

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 4 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

خاتمی کاندیدا نیست،اما بسیار محبوب است

روزنامه خليج تايمز در تحليلي پيرامون جنب و جوش هاي انتخاباتي مجلس شوراي اسلامي در ماه مارس 2008(اسفند 1386) آمريكا را به جهت بي اعتنايي به فضاي سياسي ایران مورد انتقاد قرار داده و می نویسد: آمريکا آنقدر درگير تصميم گیری درباره حمله نظامی و فشار به ايران است که کوچکترين توجهي به تحولات داخلي ايران ‏و جنب و جوش جالب توجه افراد مختلف و احزاب سياسي و سازمان ها که براي برنده شدن در انتخابات ‏مجلس در ماه مارس 2008، تلاش مي کنند ، نکرده است.‏

فریده فرهی در مقاله خود در این روزنامه اماراتی انتخابات مجلس شورای اسلامی را به خاطر آنکه بازیگران عرصه سیاسی ایران،آن را جدی گرفته اند بسیار مهم خواند و نوشت: آخرين نشانه جدي بودن اين واقعه، ليست پيشنهادي 29 نفره کارگزاران،حزب سياسي که همکاري نزديکي با ‏رئيس جمهور سابق هاشمي رفسنجاني دارد، براي شهر تهران است.‏اين ليست به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان داده شده است و هنوز چه به عنوان ليست جداگانه، چه به عنوان بخشي از ‏ليست مشترک اصلاح طلبان و ميانه روها براي ورود به صحنه مبارزه به عنوان ائتلاف، نهايي نشده است.‏
 
خلیج تایمز می افزاید: هنوز مذاکرات زيادي بايد بين جناح هاي مختلف اصلاح طلبان از حزب ميانه رو اعتماد ملي ‏گرفته تا حزب ليبرال تر مشارکت انجام شود تا به اين نتيجه برسند که تعداد کانديدا ها که مورد توافق همه ‏باشند و باعث ائتلاف اين جناح ها بشوند، کافي است.‏مذاکرات مشابهي در بين محافظه کاران و ائتلافشان با عنوان جبهه متحد اصولگرايان در جريان است که به ‏نظر نمي رسد آنها هم به توافق رسيده باشند.‏
 
نویسنده مقاله از لیست پیشنهادی حزب کارگزاران سازندگی به عنوان لیستی قدرتمند یاد کرده و در بیان دلایل خود نوشت: ليست کارگزاران به تنهايي به دلايل مختلفي حائز اهميت است. اول، اين ليست مهم است زيرا ليست ‏‏"قدرتمندي" است. گفته مي شود در راس آن محمد هاشمي، برادر رئيس جمهور سابق و رئيس سابق صدا و ‏سيماي جمهوري اسلامي ايران، قرار دارد. حسن روحاني، مذاکره کننده سابق ايران در مورد مسائل اتمي و ‏محمدرضا عارف، اولين معاون خاتمي در دوران رياست جمهوري هم نامشان در اين ليست نوشته شده است. ‏اين ليست شامل نام تعداد زيادي از وزراي سابق در دوران هاشمي رفسنجاني و خاتمي، برادر آيت الله خامنه ‏اي ، شهردار سابق تهران، چند سفير سابق از جمله صادق خرازي که ‏گفته مي شود نويسنده نامه معروف به آمريکا در سال 2003 است، مي شود.‏
 
اين ليست قدرتمند است زيرا شوراي نگهبان به سختي مي تواند مردان و زنان (نام چهار زن در اين ليست به ‏چشم مي خورد) که نامشان در ليست آمده است و تا همين اواخر در وزارت خانه ها و مشاغل کليدي، فعاليت ‏مي کردند را رد صلاحيت کند. رد صلاحيت يعني دادن راي منفي و عدم اعتماد به افرادي که خودي محسوب ‏مي شوند و از آغاز انقلاب جزو تصميم گيرندگان نظام بودند.‏
 
نویسنده افزود:گمان نمي کنم که شوراي نگهبان اين روش را در پيش بگيرد و به جرات مي توانم بگويم که محتواي ليست ‏کارگزاران اين نهاد را به مخاطره مي اندازد. اين ليست قدرتمند است زيرا نشان مي دهد بازيگران کليدي ‏سياست ايران، دست از تلاش براي بازگشت به قدرت برنداشته اند. اين نکته که افراد زيادي با وجود حمله ‏محتوم تندرو ها به زندگي شخصي و وضعيت مالي شان،مي خواهند در اين ليست قرار بگيرند، نشان مي دهد ‏که رقابت سياسي در ايران، با وجود اينکه تعداد شرکت کنندگان آن محدود است، زنده و سالم است.‏
 
دليل دوم اين است، اين ليست مهم است زيرا گوياي مواردي است که در تبليغات انتخاباتي روي آنها دست ‏گذاشته شده است؛ محور تبليغات نه سياست خارجي ايران، بلکه سوء مديريت اقتصادي و ناکار آمدي محافظه ‏کاران و تندروهاست که در حال حاضر مجلس و رياست جمهوري را در دست دارند.‏
 
 خلیج تایمز افزوده است:سياست خارجي و پرونده هسته اي ايران در مقايسه با اقتصاد کشور که در بسياري از موارد بستگي به حل و ‏فصل پرونده هسته اي دارد، در مقام دوم اهميت قرار دارد. اما احتمال کمي وجود دارد که اين موضوع، مورد ‏بحث مردم قرار بگيرد. اين مديريت اقتصادي است که مورد توجه و بحث مردم است.‏
 
محافظه کاران و تندروها سعي خواهد کرد تا عدالت اقتصادي را مانند نهمين انتخابات رياست جمهوري در ‏تبليغات خود مطرح کنند، اما کارگزاران هم مي خواهند مشکلات اقتصادي که دليل آن را سوء مديريت مي ‏دانند، مطرح کنند. وزراي سابق و مديران در عرصه نفت، کشاورزي، بازرگاني و وزارت نيرو با صداي ‏بلند اعلام مي کنند که هم کارآمد تر بودند و هم ديد بهتري نسبت به روشي که اقتصاد ايران بايد مديريت بشود، ‏داشتند.‏
 
دليل اهميت زياد اين موضوع، اين است که انتخابات ماه مارس پيش در آمد تحرکات سياسي است که انتخابات ‏رياست جمهوري در سال 2009 را تحت الشعاع قرار مي دهد.‏حضور چشمگير کارگزاران و ائتلاف شان با اصلاح طلبان حتي اگر منجر به بدست آوردن اکثريت در مجلس ‏نشود، نشان مي دهد که روشي که اتخاذ کرده اند در انتخابات رياست جمهوري به کارشان مي آيد.‏

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 4 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

چه کسی حسرت کنار نیامدن با اصلاح طلبان را خواهد خورد؟

 ایران پروتکل منع تولید و توسعه سلاح های هسته ای را امضا کرده بنابراین ملتزم به همه الزامات آژانس انرژی هسته ای است. همه ی اعضای آژانس حق دارند از انرژی هسته ای البته بطور صلح آمیز استفاده کنند. اما نکته ظریف مساله اینست که اعضا حق پنهان کاری ندارند و هر گامی که برای دستیابی به انرژی هسته ای برمی دارند می بایست به اطلاع آژانس برسد از طرفی آژانس نیز موظف است به اعضا برای رسیدن بدین مقصود کمک کند.
پروسه ی غنی سازی اورانیوم، که از مواد حاصله از آن به عنوان سوخت نیروگاه های هسته ای استفاده می کنند، جزیی از پروسه ی هسته ای شدن است. لذا هر اقدامی برای غنی سازی اورانیوم می بایست با اطلاع آژانس باشد.
هیاهویی که طی پنج سال اخیر علیه جمهوری اسلامی به راه افتاده و فشاری که توسط مجامع بین المللی بر کشورمان وارد می شود بخاطر این نیست که چرا می خواهید صاحب نیروگاه هسته ای شده، یا چرا درصدد بهره مندی از علوم هسته ای هستید. حتا این فشارها ناشی از احداث تاسیسات غنی سازی نطنز ، اراک و اصفهان هم نیست تاسیساتی که در آن سنگ اورانیوم(کیک زرد) را طی فرایندی به اورانیوم غنی شده تبدیل می کنند. آنچه که برای آمریکا و کلا غرب، به دستاویزی جهت وارد کردن فشار تبدیل شده پنهان سازی عملیات غنی سازی انهم به مدت نوزده سال توسط جمهوری اسلامی است. آنان مدعی اند غنی سازی طبق پروتکل های بین المللی و ضوابط آژانس، عملی مجاز است و اگر کشوری عضو آژانس، بخواهد تاسیسات غنی سازی احداث کند می تواند علنی بدین کار مبادرت ورزد و حتا از کمک های فنی آژانس انرژی اتمی نیز بهرمند شود حال شما(جمهوری اسلامی) به چه دلیل به مدت نوزده سال در این ارتباط، مخفیانه عمل کردید لذا به شما اعتمادی نیست و برای اعتماد سازی می بایست برای مدت کوتاهی هم که شده، باید کلیه ی فعالیت های مربوط به غنی سازی را متوقف کنید.
مساله ی دیگری که به گفته غربی ها باعث وارد شدن خدشه به اعتماد شان شده اینست که تازه پس از سال ها مخفی کاری، وقتی هم که ایران فهرست تاسیسات هسته ای اش را به آژانس گزارش داد چون می دانست ناچار است این تاسیسات را برای مدتی تعطیل کند لیست جاهایی را ارایه داد که کار احداث شان به اتمام رسیده بود و تاسیسات نیمه کاره اش را باز، مخفی نگه داشت تا بتواند با خریداری فرصت، کار احداث شان را به اتمام برساند .
مجموعه ی این رفتارها به اعتماد جهانی نسبت به عملکرد جمهوری اسلامی در ارتباط با پروژه ی هسته ای اش، خدشه وارد کرد و اکنون نزدیک به پنج سال است که کشورمان از بسیاری فرصت ها محروم شده و عملا بنوعی در انزوا به سر می برد.
متاسفانه پس از روی کار آمدن رادیکال ها(اصولگرایان) در ایران، اوضاع بغرنج تر هم شده است پرونده ی اتمی ایران از آژانس به شورای امنیت رفته و دو قطعنامه هم علیه جمهوری اسلامی صادر و بر اساس شواهد عنقریب قطعنامه ی سوم هم در راه است. همه ی این غایله ای که برپاست به غنی سازی مخفیانه اورانیم باز می گردد و هرگز تا به امروز نهادهای مرجع بین المللی کشورمان را به ساختن بمب هسته ای حتا متهم نکرده اند. مسوولان کشور نیز در همه ی این سال ها رسما و بارها گفته اند حتا خیال دستیابی به سلاح هسته ای و هر سلاح کشتار جمعی دیگری را در سر نمی پرورانند.
اگر در ارتباط با حرکت جمهوری اسلامی جهت دستیابی به سلاح هسته ای سخنی گفته شده یا توسط اسراییل بوده و یا شانتاژ رسانه های غربی آنهم جهت وارد آوردن فشار افزون تر، تا بتوانند جمهوری اسلامی را وادار کنند موقتا هم که شده غنی سازی را متوقف کند.
اما ظاهرا آمریکا در شطرنج بازی سیاست تاکتیک پیچیده و خطرناکی را در پیش گرفته است، تاکتیکی که بوی بسیار بدی از آن به مشام می رسد. روز سه شنبه گذشته، شانزده نهاد اطلاعاتی آمریکا ناگهان اعلام کردند «جمهوری اسلامی درصدد ساختن سلاح اتمی نیست و همه ی تلاش هایش را در این ارتباط از سال 2003 متوقف کرده است»، تا بیست و چهار ساعت پس از اعلام این خبر، مسوولان دولت آمریکا به عمد موضعی نگرفتند تا حریف پا در دام گذارد. متاسفانه برخی از مسوولان رسمی و رسانه ملی بدون اندیشه کافی درباره ی زوایای نهان و آشکار این اقدام ایالات متحده، بیانیه ی نهادهای اطلاعاتی آمریکا را به منزله ی پایان منازعه اتمی شمرده حتا تبریک و تهنیت هم گفتند! آنان بخشی که از این گزارش که اذعان می دارد اکنون ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست را دیدند اما بخش دیگر که تاکید می کند جمهوری اسلامی تا پنج سال قبل درصدد دستیابی به سلاح اتمی بوده است را نادیده گرفتند! در واقع این همان دامی بود که ایالات متحده برای شان پهن کرد . عاقلانه ترین اقدام این بود که دولت ایران پس از انتشار این بیانیه بجای خوشحالی و استناد بدان، بالافاصله مفاد گزارش را تکذیب کند و با قاطعیت اعلام نماید نه اکنون و نه هیچ گاه دیگر، جمهوری اسلامی حتا در فکر دستیابی به سلاح هسته ای نبوده است. موضع گیری مثبت در قبال این بیانیه به معنای صحه گذاشتن بر آن، و در یک کلام بدین معناست که پذیرفته ایم تا همین پنج سال قبل درصدد ساختن بمب هسته ای بودیم.
حال نتیجه را خود حدس بزنید. دنیایی که ما را بخاطر غنی سازی مخفیانه، که مساوی با دستیابی به سلاح هسته ای نیست این چنین به چهار میخ کشیده است و تاکنون دو قطعنامه علیه ی جمهوری اسلامی صادر شده، حال که حرف از ساختن بمب هسته ای آنهم تا همین چند سال قبل، به میان آمده است چه ها خواهد کرد؟
مسوولان آمریکایی در ترفندی زیرکانه پس از انتشار گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا مدت کوتاهی سکوت کردند تا در ایران برخی گمراه شده و از هول هلیم در دیگ افتند و با استناد به این گزارش، بنوعی بر آن صحه بگذارند وقتی در همان بیست و چهار ساعت اول این اتفاق افتاد، ناگهان رسانه های غربی به صدا درآمدند و بخشی از گزارش را که اذعان می دارد اکنون در ایران فعالیتی برای دستیابی به سلاح هسته ای صورت نمی گیرد نادیده گرفتند و بر آن بخش که تاکید می کند جمهوری اسلامی تا پنج سال قبل بطور پیگیرانه ای به دنبال ساخت بمب اتمی بوده انگشت گذاشتند.
بدیهی است اتهام نوزده سال فعالیت مخفی برای غنی سازی اورانیوم در برابر سال ها فعالیت برای ساختن بمب اتمی هیچ است. جالب تر اینکه آن مسوولانی که از شنیدن گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا ذوق زده شدند یکدم از خود نپرسیدند چرا در آستانه ی صدور قطعنامه ی سوم و زمانی که آمریکا فشارهایش را به اوج رسانده و حتا با تمهیداتی چینی ها را هم قانع کرده تا سوار قطار شان شوند چگونه نهادهای اطلاعاتی اش، که بی حکمت کاری را نمی کنند، باید گزارشی منتشر کنند که به نفع جمهوری اسلامی تمام شود!
البته این اولین بار نیست که برخی چنین ساده انگارانه با قضایا برخورد می کنند. مثلا همین چند روز قبل یکی از چهره های سرشناس اصلاح طلب البته از نوع اعتدالی، در جلسه ای با اصلاح طلبان گیلانی گفت: یکی از دلایلی که سران نظام را به این نتیجه رساند تا فیتیله ی اصلاحات پایین کشیده شود و دولتی پر هیاهو و تندرو بر سرکار آید عدم سازش غربی ها با دولت اصلاحات در ارتباط با مساله هسته ای بود.
اگر سخن این اصلاح طلب کارگزارانی درست باشد لابد برخی ها گمان می کردند با آمدن دولتی که شعارش محو اسراییل است آنهم بجای دولتی که شعارش گفت و گوی تمدن ها بود غربی ها به خود لعنت خواهند فرستاد که چرا با جمهوری اسلامی معتدل دوران خاتمی در رابطه با مساله هسته ای و حتا بسیاری مسایل لاینحل فیمابین دیگر کنار نیامدیم تا حالا ناچار باشیم با دولتی تندرو سر و کله بزنیم، بنابراین آرزو کنند کاش زمان به عقب برگشته و جمهوری اسلامی بماند اما با رنگ و روی اصلاح طلب و میانه روانه اش!
اما حقیقت جز اینست روی کار آمدن تندروها نه تنها به ضرر محافظه کاران آمریکایی تمام نشد بلکه سبب گردید آمریکا بتواند اعراب مخالف جمهوری اسلامی را ترسانده و ائتلافی تشکیل دهد تا بعد آنان را وادار کند با اسراییل سر میز مذاکره بنشینند که عملا هم چنین شد. روزگاری که میانه رو ها در ایران سرکار بودند استدلال جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه ما اصلا به بمب اتمی نیاز نداریم در غرب خریدارانی داشت و بعضی از غربی ها عمیقا معتقد بودند حق با ایران است زیرا دولتی که پرچمدار گفت و گوی تمدن ها است بمب اتمی می خواهد چکار کند اینها (ایرانی ها) می خواهند برای توسعه صنعتی کشورشان، به انرژی هسته ای دست یابند. از همین رو تا وقتی خاتمی سر کار بود آمریکا نتوانست حتا متحدان اروپایی اش(از جمله بریتانیا) را علیه جمهوری اسلامی با خود همسو سازد. در همان زمان هم نیوکان های رادیکال آمریکایی بسیار کوشیدند تا پرونده ایران به شورای امنیت برود اما بخاطر اینکه صدایی که از ایران به گوش می رسید صدایی نرم و ملایم بود حتا در خود هیات حاکمه آمریکا در این رابطه اختلاف نظر وجود داشت.
اما پس از روی کار آمدن دولتی که در همان ابتدای کارش یکی از آرزوهایش را نابودی فلان کشور قرار داد آمریکایی ها به متحدان شان و کل دنیا گفتند دیدید راست گفتیم که اینها به سلاح هسته ای نیاز دارند زیرا وقتی در سر سودای نابودی اسراییل می پرورانند لابد برای دستیابی به ابزارش، که می تواند سلاح اتمی هم باشد ، بطور قطع تلاش خواهند کرد. استدلالی که بسیاری را نه تنها قانع، بلکه با آمریکا و اسراییل همراه نمود.
بنابراین پس از رفتن میانه روهای اصلاح طلب و آمدن تندروهای اصولگرا، نه تنها کسی در غرب از اینکه با خاتمی در ارتباط با پرونده ی هسته ای راه نیامدند حسرت نمی خورد بلکه برعکس به آمریکا حق هم می دهند که درست می گفتی باید به رژیم ایران فشار آورد!
به نظر نگارنده گزارش اخیر نهادهای اطلاعاتی آمریکا، در مقطعی که دولتمردان آمریکایی در حال لابی گسترده جهانی علیه ی جمهوری اسلامی و فراهم کردن مقدمات صدور قطعنامه ای سفت و سخت هستند نه تنها خوشحال کننده نیست بلکه قطعه ای از پازلی است که در صورت تکمیل شدن، بسیاری در داخل ایران پشیمان خواهند شد که چرا قدر اصلاح طلبان و دوران اصلاحات را ندانستند به تعبیر ساده تر آنکه بخاطر راه نیامدن با اصلاح طلبان حسرت خواهد خورد قطعا آمریکا و غرب نخواهد بود چون در یکی- دو سال اخیر همه چیز آنگونه که آمریکا می خواست پیش رفته است.
افغانستان و عراق بطور عجیبی ناگهان، آرام شدند و ماههاست عراق در صدر اخبار رسانه های جهان نیست. حماس عملا از معادلات منازعه ی اعراب و اسراییل حذف شد و اکنون تمام طرفین ماجرا، حتا سوریه را هم پای میز مذاکره آورده و رو در روی اسراییل نشاندند. کشورهای عربی، مخصوصا اعراب حاشیه خلیج فارس را تا می توانستند از همسایه شمالی شان ترساندند و میلیاردها دلار اسلحه به آنان قالب کردند در صورتی که در دوران خاتمی و با توجه به سیاست تنش زدایی دولت اصلاحات، بسیاری از اعراب بخاطر رفع نگرانی های شان از سوی ایران، کمتر سراغ اسلحه سازان جهان بالاخص آمریکایی ها می رفتند در نتیجه بسیاری از کمپانی های اسلحه سازی دچار بحران شدند زیرا لارج ترین مشتریان شان همین اعراب حوزه خلیج فارس بودند. اگر همه ی این معادلات را کنار هم بچینیم خواهیم دید رادیکال های حاکم بر آمریکا از وضعیت بوجود آمده در ایران چندان هم ناخرسند نیستند!
در عرصه ی دیپلماسی وقتی با صدای بلند حرف بزنید می گویند حق نداری! حال که لااقل دو سال است برخی به هر بهانه و مناسبتی فریاد می زنند خدا می داند قضاوت جامعه بین المللی درباره شان چه خواهد بود. اگر حیلت آمریکا بگیرد و بتواند همانگونه که ابتدا اروپایی ها و اخیرا چینی ها را متقاعد کرد روسیه را هم همراه، یا لااقل خنثی سازد روزها و هفته های سختی پیش روی کشورمان خواهد بود.
آنوقت در می یابیم آنکه باید بخاطر کنار نیامدن با اصلاحات حسرت بخورد نه اروپا و آمریکا، بلکه کسی در همین نزدیکی هاست.

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 4 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

مقاله ای از رضا صالح جلالی

رضا صالح جلالي
مرگ جانکاه قائم مقام و اميرکبير در آرزوي آباداني, و دردمندي مردماني که در برابر تجاوز همسايگان در حفظ حريم سرزمين ايران مقاومت ها کردند, و پرسش انديشه سوز عباس ميرزا : " که اگر خورشيد از شرق طلوع مي کند, چرا آفتاب توسعه, تمدن و قدرت اقتصادي و نظامي از غرب طلوع کرد" ؟
آغاز قرن بيستم با انقلاب مشروطيت در آرزوي آزادي و آبادي, جانفشاني ستارخان و باقرخان در نجات مشروطه از استبداد, و رنج مرگشان به دست دوستان در تهران . فرار محمدعلي شاه از کشور به دليل استبداد, که سنتي گريزناپذير براي رضاشاه و محمدرضاشاه شد. تجربه مقاومت مدرس در برابر قرارداد 1919 و رنج شهادت او. کودتاي 1299 که پايان آرزوهاي مشروطه خواهي بود . سر سبز ميرزاکوچک خان که همواره از بلنداي درختان تنومند و سبز کوه هاي گيلان, استقلال و آزادي را انتظار مي کشد. دل سوخته سليمان ميرزا که با رضاخان همراه مي شود تا جمهوري مردمي بنا کند. فرياد زناني که در حفظ چادر خود از دست پاسبان ها چشم ها را اشکبار مي کرد. فريادهاي بي صداي فرخي يزدي, تجددي که رضاخان مي طلبيد, و قزاق هاي بي سوادي که بر زندگي همگان حاکم شدند.
فرياد شوق مردمي که از استبداد رها شده و شاه مستبد گريخته بود, اگرچه کشورشان در اشغال دشمن بود. اميد به فرزند اروپا ديده مستبدي که شايد جز او باشد و جز آن کند . سال هاي آزادي و آشوب و تجربه هاي غمگنانه و پناه بردن به شهر آرزوها که انتهايش سرزمين هاي يخبندان سيبري بود.تجديد آرزوها در چهره مصدق, مقاومت ها در برابر استعمار و خطاها در برابر نهضت. کودتا, جوخه هاي اعدام, دادگاه هاي نظامي, غربت احمد آباد, 25 سال آرزوهاي فروکوفته, دروازه طلايي تمدن بزرگ, با حزب رستاخيز يا در مقابل آن, قهرهاي انقلابي و چريکي, فريادهاي آگاهانه و دردمندانه از مناره هاي ارشاد, غرور جشن هاي شاهنشاهي, ساواک, ارتش, ژاندارم خاورميانه, روزهاي گل و گريه و خون, انقلاب بزرگ,طلوع امام, غروب وزير شاه, آب رفتن جزيره ثبات, اسارت سفارت امريکا, جنگ, بمباران, تحريم, کوپن, جيره بندي, ترور ,اعدام, زندان, اعترافات شگفت, قطعنامه, بغض آن پير دردمند که در سنگرها شکست, بازسازي, اصلاحات و... تاريخي که به خون و اشک , بغض و فرياد و شوق تقدير کرده اند. و هر لحظه اش به جلو يا عقب, تلاشي براي رسيدن به آباداني, آزادي و نايستادن. که ملت ايستاده سريع تر از آب راکد مي گندد. هر روز تاريخ ادامه روز ديگري است و به دنبال خود فردايي مي جويد.
اصل بر آن مشيتي است که انسان را تکامل طلب و در حرکت مي خواهد. انساني که قانع نمي شود و نمي ايستد. آنچه که اين فراز و فرود ها را تحمل پذير مي کند قله ايست که بر آن ايستاده ايم. و اين نه آن جايي است که ملت در آغاز قرن بيستم در آن جا ايستاده بود . مي رويم که به جايگاه بايسته خود نزديکتر شويم. اين حاصل آگاهي از تمام حوادث و وقايعي است که در پشت سرمان صف کشيده اند. هرگاه که پا در جنگل هاي گيلان مي گذارم, احساس مي کنم در پشت هر درخت تناوري مردي پنهان است که به آهستگي چهره اش را از پشت درختي مي نماياند و در آن چهره چشمان سبز آن کوچک بزرگ در انتظار و نگران است, نگران ماندن يا رفتن من و تو, که با تکيه بر اراده و آگاهي و ايمان خويش مي رويم تا راه آزادي و آبادي و توسعه را مستدام داريم و رنج مردمان گذشته که در اين راه بودند به بار نشانيم , از دريچه هايي که ان ها در برابر نگاهمان گشودند , يا در قفس طلايي ماندن را بيشتر دوست مي داريم ؟
 تاريخ ما مشحون از شکست و پيروزي است در تاريخي نه چندان دور که به ياد داريم زير پوست سياست حوادثي رخ داد که نبايد از چشم تيزبين ما دور ماند . روزهايي که روزنامه ها به جز "سلام" در زير فشار زياد , غايب بودند. جناح ها صحنه را يکسره به جناح راست واگذاشته بودند. که تند مي تاخت و مجلس پنجم و رياست جمهوري هفتم را يکسره فتح شده مي ديد. تا جاييکه آخرين درخواست رييس جمهور وقت آقاي هاشمي رفسنجاني را براي حضور پنج نفر از مديران اجرايي در ليست 279 نفره مجلس پنجم را نپذيرفت.
و زماني نه چندان طولاني, حضور اراده ملت ايران در خرداد 76 خواب ها را پريشان کرد. آنگاه که من و تو اراده کرديم از اکثريت خاموش نباشيم, و در قفس طلايي به مرثيه سرايي مصداق هايي که نماد توسعه و اباداني و آزادي بودند, چون اميرکبير, مدرس, مصدق و... نايستيم.
رقيب براي مسابقه يک نفره و بدون تماشاچي چربدست است. به ياد همه کساني که در 101 سال گذشته در انتخابات حاضر بودند, و در برابر هر سنگي, صبورانه ايستادند تا راهي براي آينده اي بهتر بگشايند و يک تکه آسمان آبي به ما هديه کنند. من و تو نيز پاره هاي ديگري از آسمان آبي را به فرداها هديه کنيم.
 
رضا صالح جلالي
نماينده مردم محترم شهرستان آستانه اشرفيه در مجلس ششم

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 4 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

هادی خامنه ای : نبايد مردم را وادار کنيم فله ای رای بدهند

سرویس سیاسی: هفته گذشته حجت الاسلام والمسلمین سید هادی خامنه ای برای اقتتاح دفتر سرپرستی روزنامه حیات نو به رشت آمد. دبیرکل مجمع نیروهای خط امام (ره) در طول اقامت دو روزه اش در این شهر، علاوه بر سخنرانی در افتتاحیه دفتر سرپرستی حیات نو، با اعضای مجمع نیروهای خط امام(ره) و همچنین برخی از اصلاح طلبان استان گیلان نیز جلساتی داشت. در حاشیه یکی از همین جلسات فرصت را غنیمت شمردیم و گفت و گوی اختصاصی با ایشان انجام دادیم البته گفت و گوی ما بخاطر ضیق وقت مختصر اما مفید است بخوانید شاید نظر شما هم همین گونه باشد:

گیلان بهتر: چقدر احتمال بازگشت اصلاح طلبان به حاکمیت وجود دارد اخیرا آقای هاشمی گفته بود برخی می خواهند اصلاح طلبان را هم همچون ملی-مذهبی ها به حاشیه برانند درصد شانس بازگشت به قدرت اصلاح طلبان از یکسو و ملی-مذهبی سازی شان از سوی دیگر چقدر است؟

هادی خامنه ای: بالاخره این ما(اصلاح طلبان) هستیم که به آنان امکان عمل در مقابل خود را می دهیم اگر مواظب موضع گیری ها،شعارها و حرف هایی که می زنیم باشیم شانس موفقیت هست. نگرانی ایشان هم موجه است ما باید تلاش کنیم به برخی از جریان های سیاسی شباهت پیدا نکنیم تا با ما نیز همانگونه برخورد شود. این به رفتار و شعارها و نوع عملکرد ما هم باز می گردد. درباره ملی-مذهبی ها نیز باید این نکته را یادآوری کنم آنها با غرض و یا بی غرض سعی می کنند به قدرت وارد شود. البته ما نباید جلوی آنان را بگیریم اما قرار هم نیست همراه شان شده و این وسط قربانی هم بشویم بالاخره ما با آناهن مرزبندی داریم من معتقدم می بایست روی این مرزبندی کار شود و مشخص بشود کی دو جریان یکی نیست. آنان از بنی صدر حمایت کردند در ماجرای جاسوسخانه موضعی مغایر با موضع امام(ره) گرفتند در جنگ هم عملکردشان را دیدیم و بسیاری از مسایل دیگر بنابراین مرز و فاصله هست دلیلی ندارد اصلاح طلبان به آن سرنوشت دچار شوند. البته افراط و تفریط هایی در هر دو طیف وجود دارد فراموش نکنید امیرانتظام با آن اتهاماتی که متوجه اوست در میان همین هاست.بنظر من نباید اجازه دهیم مرزبندی ما با آنان گمرنگ شده در حدی که یک واحد تلقی شویم. همانطور که اشاره کردم نگرانی ایشان به حق است و نباید اجازه بدهیم اینگونه شود. درباره اینکه چقدر شانس داریم چقدر نداریم مثل همان داستان لقمان است کسی از وی پرسید تا فلان جا چقدر راه هست گفت دوساعته می رسیم بعد دو روزه هم نرسیدند طرف پرسید چرا؟ لقمان گفت :من که راه رفتنت را ندیده بودم! برای رسیدن به مقصد چگونگی طی مسیر کندی و تند رفتن و مز مسیر خارج نشدن و خیلی احتمالات دیگر وجود دارد باید طرز راه رفتن را ببینیم تا بتوانیم شانس مان را ارزیابی کنیم.همانطور که گفتم مرزبندی با مخالفان(نظام) باید شفاف و روشن باشد. متاسفانه برخی از اصلاح طلبان رفتند و قاطی شدند این مساله مهم است حتی اگر شد باید اخراج شوند نباید بگذاریم از آبروی اصلاحات و نظام مایه گذاشته شود.اخراج هم به معنی طرد شان نیست حتی به معنی گرفتن شانس تندروها از رسیدن به کرسی های قدرت هم نیست بلکه باید آنان از  تصمیم گیری ها و در مرکزیت بودن کنار باشند.

گیلان بهتر: بالاخره تحت هر شرایط که حضور در انتخابات شدنی نیست باید دید دیگران چگونه برخورد می کنند بخشی از نوع بازی اصلاح طلبان به نوع عملکرد نهادهای ناظر و مجری انتخابات باز می گردد چنین نیست؟

هادی خامنه ای:ببینید اول باید اشتباهات مان را جبران کنیم باید فعالیت های مان را بلحاظ کمی و کیفی اصلاح کنیم برخی نیز همین را می گویند معتقدند ورود اصلاح طلبان به عرصه انتخابات تنور انتخاباتی را که برنده اش دیگرانند را گرم می کنیم لذا معتقدند شرکت در چنین انتخاباتی چه معنایی دارد. اما باید این نکته بسیار مهم را مد نظر قرار دهید که انتخابات فی نفسه امری است مثبت، ما نباید این نقطه مثبتی که در نظام هست را کمرنگ کنیم داستان ما با جناح مقابل حکم آن مادریث را دارد که حاضر نمی شود کودک را دو قسمت بکنند و کوک اش بمیرد بچه را حتی حاضر می شود به طرف مقابل بدهد اما برخی از دوستان می گفتند ایراد ندارد بگذارید کودک دو شقه شود!نگاه ما به نظام و کشور مانند همان مادر است حاضریم بماند حتی اگر دست ما نباشد.

گیلان بهتر: مشخصا چکار باید بکنیم؟

هادی خامنه ای: نکاتی را که به آنها اشاره کردم را هم باز تاکید می کنم باید رعایت بکنیم اعتدال در مواضع و شعارهای مان را مد نظر قرار بدهیم . روی مسایل فرهنگی و آموزش کار کنیم این بسیار کار بزرگ و مهمی است نباید از فرهنگ غافل شد اینها در کنار تبین فعالیت ها حکم دو بال را دارند که ما را بالا می برند. نتیجه بدانید متناسب با فعالیت است ما در دوره ی گذشته غفلت کرده اینکارها را نکردیم. باید بپذیریم بچه ها اشتباهات و غفلت هایی داشتند اخیرا هم اقداماتی برای طرد خطاکارها صورت گرفته است حرفم را اشتباه متوجه نشوید منظورم از طرد ساقط کردن شان از زندگی نیست حتی همانطور که گفتم باید بتواند به حیات سیاسی شان ادامه داده و حتی شانس ورود به قدرت را هم داشته باشند اما دیگر در این جریان نباید سردمدار اینها باشند نباید اینها را به عنوان سخنگویان اصلاحات به مردم معرفی کنیم.

گیلان بهتر: کاندیدا خواهید شد؟

هادی خامنه ای : من قصد کاندیداتوری ندارم اینرا برای خود یک نوع تصدیع وقت می دانم از نظر خودم البته کارهای مهم تری هست که باید انجام بدهم یعنی یک برنامه ریزی برای اوقاتم کرده ام که با ورود به انتخابات و حضور در مجلس منافات دارد کارهای پژوهشی که فکر می کنم ماندگارتر است.

گیلان بهتر: لطفا در اینباره بیشتر توضیح دهید منظور از فعالیت تحقیقاتی چه و در درباره چیست؟

هادی خامنه ای: به کمک جمعی از دوستان و صرف تلاش بسیار پژوهشکده تاریخ اسلام را تاسیس کردیم. هدف مان هم پاسخگویی مستدل به سووالات و ابهامات بود. ببینید درباره آنچه در طول تاریخ اسلام از هزاروچهرصد سال تاکنون در زمینه های مختلف اعم از سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی و حتی علمی و غیره رخ داده است هر چه منبع وجود دارد کلی است یعنی آمده اند مسایل را بطور کلیات توضیح داده اند اما هزاران شبهه و سووال هم وجود دارد سووالاتی که باید توسط خبرگان و اهل فن بدان پاسخ داده شود و اگر ابهاماتی وجود دارد که حتما دارد بر طرف شود. ما یک بانک عظیم اطلاعاتی درست کردیم در این بانک به هر سووالی که تصور کنید در ارتباط با تاریخ اسلام پاسخ داده شده است و محققان می توانند مراجعه کنند اگر سووالاتی هم بیاید که پاسخ اش نباشد به اساتید ارجاع داده می شود تا ابهام را روشن کنند. در واقع یک کار علمی گسترده و ماندگار است. کار فقط به یک گرایش علمی محدود نیست بلکه هر آنچه درباره تاریخ اسلام وجود دارد را در برمی گیرد خب ملاحظه کنید کاریست بزرگ و وقت گیر و تاکنون هم نبوده است. اکنون سه گروه هست و باید به ده تا دوازده گروه برسد از اساتید تاریخ استفاده می کنیم. کارها بصورت پروژه تعریف شده و به اساتید سپرده می شود قرارداد می بندیم البته گروه داوری و شورای علمی هم هست که درباره نتیجه تحقیقات نظر می دهد یعنی به نوعی بلحاظ علمی ارزیابی اش می کند. اگر کار در حد استاندارد تعریف شده در قرارداد انجام گرفته باشد موسسه به تعهدات مالی اش عمل کرده و دستمزد ها پرداخت می شود. ما سایتی تاسیس کردیم و نتایج تحقیقات در آنجا قرار می گیرد. محقققین ما فقط از یک کشور نیستند بلکه از همه ی جهان با ما همکاری می کنند.

گیلان بهتر:به بحث سیاسی خودمان بازگردیم اخیرا اصلاح طلبان البته برخی از طیف ها به این نتیجه رسیدند آقای خاتمی را مجاب کنند وارد عرصه شود آنان معتقدند سر لیست شدن ایشان شانس پیروزی و حتی اخذ تایید صلاحیت بقیه کاندیداهای حاضر در لیست را افزایش خواهد داد البته ایشان نپذیرفت برخی دیگر هم گفتند ایشان را برای مجلس تشویق می کنند تا برای ریاست جمهوری نیاید که راه برای چهره ای دیگر باز شود اساسا ورور مجدد افراد خاص به میدان هایی مانند ریاست جمهوری به صلاح است این بدان معنی نیست که نیروسازی نشده و مدام باید به چهره های موجود رجوع شود؟

هادی خامنه ای: علاقمند نیستم به شخصیت یا شخصیت ها اشاره کنم پاسخ شما را هم اینگونه خواهم داد که اساسا  رفتن به میدان انتخابات با یک یا دو چهر نامدار و بعد کسب پیروزی با این سبک و سیاق موافقتی ندارم مردم حق دارند تک تک افراد فهرست را بشناسند و با شناخت نسبت به یک یک کاندیداها بهشان رای دهند نه اینکه یک شخصیت رای آور را در راس فهرستی بگذاریم بعد از مردم بخواهیم به ذیل فهرست بدون شناخت رای دهند این را عوام فریبی می دانم این سنخیتی با دمکراسی و مردمسالاری ندارد مردم سالاری اینست که با مردم رو راست باشیم و شفاف برخورد کنیم. من معتقدم نباید مردم را به رای دادن فله ای تشویق کنیم. انسان ها هر یک دارای خواص و خصوصیات مختص به خود هستند رای هم باید توام با آگاهی و شناخت باشد این چه لیستی است که مردم یک نفر و یا چند نفر از سی نفر را بشناسند و بخاطر آنها به بقیه هم رای بدهند این با شعارهایی که دوستان درباره مردمسالاری می دهند سنخیت ندارد.

گیلان بهتر: اخیرا آژانس سازمان های اطلاعاتی آمریکا گزارشی داد که برخی از مسوولان دولتی را بسیار خوشحال کرد این مساله را چطور ارزیابی می کنید آیا گشایش در ارتباط با آمریکا حاصل خواهد شد؟

هادی خامنه ای: در این ارتباط یعنی مثبت یا منفی بودن گزارشی که به آن اشاره کردید بین مسوولان اختلاف نظر وجود دارد برخی از مسوولان بگونه ای وانمود می کنند که با نامه اخیر البرادعی و گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا انگار اتفاق تازه ای آنهم به نفع ما افتاده است عده ای هم معتقدند این مسایل ممکن است از رقابت بین مسوولان آمریکایی ناشی شده باشد نامه البرادعی هم نقاط منفی اش کم نبوده و کارشناسان بسیاری می گویند جنبه های منفی اش بیشتر است بهرحال من اعتقاد دارد خوش خیالی های دولت پسنیده نیست حتی می تواند عوارضی هم داشته باشد. اینطور به غرب آدرس دادند که انتشار چنان گزارش هایی و نامه هایی مانند نامه اخیر البرادعی می تواند باعث خوشحال مان بشود فکر می کنم عجله کردند و همه جنبه ها را نگاه نکردند باید با تامل با اینگونه مسایل برخورد کرد. از طرفی نباید هم موضوع را کوچک بپنداریم بیش از حد کوچک شمردن هم یکجور دیگری برای ما تبعات دارد بهرحال شرایط حساسی است و من نه آن خوش بینی خوش خیالانه و ذوق زدگی و نه این کوچک شمردن را درست می دانم.

گیلان بهتر: این پرسش همواره در ذهنم بوده و شما که از یاران امام بودید شاید بتوانید ابهامم را بر طرف کنید امام در بسیاری از مسایل با توجه به مقتضیات همان روز موضع گیری می کردند آیا امروز که برخی شرایط فرق کرده ما باید همه ی آن رهنمود ها را در تصمیم گیری ها لحاظ کنیم عملا هم اینگونه نبوده امام درباره عربستان جمله صریحی دارند مبنی بر اینکه اگر از صدام و غیره هم بگذریم از فهد و آل صعود نخواهیم گذشت اما بعدها بگونه ای دیگر عمل شد و اکنون هم شاهدیم رییس جمهور مانند خاتمی و هاشمی می کوشد ارتباط را گسترش دهد آیا عدول از آن جمله بدین معنا نیست که می توان در ارتباط با صلح خاورمیانه و یا مسایل داخلی و خارجی دیگر براساس مقتضییات روز عمل کرد؟

هادی خامنه ای: حرف امام هنوز و همیشه برای ما ملاک و معیار عمل مان باید باشد و درباره آن حرف هم که درباره فهد زدند هم من فکر می کنم عدولی نبوده که توضیح می دهم در آنجا نیز سخن امام حجت بود حرف ایشان دایمی است. این استنباط ما است که با شرایط مختلف ممکن است تغییر کند. دقت کنید استنباط و براشت ما ست باید مجموعه تفکر ایشان را مد نظر قرار دهیم حضرت امام بله فرمود اگر از صدام بگذریم از عربستان نمی گذریم خب یک استنباط این است که پس تا ابد باید با عربستان دشمن و قطع رابطه باشیم این با تفکرات خود امام هم همخوانی ندارد این استنباط را عرض می کنم اگر امروز و در این شرایط رابطه را قطع کنید این می شود نامعقول و نمی تواند چنین باشد امام مایه تفکرات امام بر پایه عمل معقول است یعنی نباید با هر استنباطی از فرمایشات ایشان به عمل نا معقولی دست بزنیم زیرا مغایر با تفکر ایشان مبنی بر معقولانه رفتار کردن است.متوجه منظورم شدی؟

گیلان بهتر: حقیقت اش کاملا نه!

هادی خامنه ای: ببینید امام آن جمله را درباره فهد گفت یعنی اینکه اگر کسی حتی در حد رهبر یک کشور همچون فهد دست به گنهی بزرگ زد باید با او برخورد شود و ارتباط قطع شود.

گیلان بهتر:وقت برای شکافتن مباحث نیست لذا آخرین نکته را با شما در میان می گذارم شما چقدر درباره گیلان و پتانسیل هایش اطلاع دارید و نظرتان درباره گیلان چیست و فعالیت مجمع نیروهای خط امام(ره) را در استان چطور دیدید؟

هادی خامنه ای: بنده از اوایل انقلاب با دوستانی در گیلان در ارتباط بودم و با این استان آشنایی داشتم نشاط و فعالیت های گسترده جوانان این منطقه عامل چنین ارتباطی بوده است. سطح آگاهی سیاسی و گستره فعالیت های اجتماعی و فرهنگی در گیلان بیش از هر نقطه دیگری هست گیلان از این نظر نسبت به بسیاری از استان ها برجستگی دارد. مجمع نیروهای خط امام (ره) در گیلان همواره جز پیشروترین گروه های سیاسی استان گیلان بود و قطعا گسترش هم خواهد یافت.

گیلان بهتر:یعنی حزبی نخبه گرا نیست بنا دارید توده ای فعالیت کنید؟

هادی خامنه ای:بله عضوگیری خواهیم کرد البته کسانی که با شناخت بیایند سال ها بمانند نه اینکه تشکیلات بادکنکی رشد کند بعد هم آمده ها بروند آرام ولی محکم رفتن بهتر است. دوستان ما در این استان طی سه دهه بعد از انقلاب از فعالین سیاسی تاثیرگذار بوده اند فعالیت هایی که زمینه ساز اصلاحات بود.

گیلان بهتر:از شما سپاسگزاریم جهت وقتی که گذاشتید

هادی خامنه ای: موفق باشید

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 4 دى، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

احمد رمضان پور:شرایط زندگی مردم نسبت به دوران خاتمی سخت تر شده است

احمد رمضانپور

سرویس سیاسی - علی انجم روز: حدود چهار ماه به انتخابات سرنوشت ساز مجلس هشتم باقی مانده است اما از هم اکنون نفس ها در سینه حبس شده و همه روز موعود را انتظار می کشند انتخابات بدون حضور رقیب به معنای شرکت در مسابقه ای یک نفره است که پیروزی در آن کمترین اهمیت و افتخاری ندارد پیرامون انتخابات و مسایل مهم روز با دکتر احمد رمضان پور نرگسی رییس شورای ائتلاف اصلاح طلبان گیلان گفت و گو کردم احمد رمضان پور نامی آشناست و نیازی به معرفی ندارد زیرا دو دوره نمایندگی مردم شهرستان رشت ، شهرداری رشت و... در کارنامه ی اوست. سوال های ما و پاسخ های عضو «بنیاد باران» را در ذیل می خوانید:

 

گیلان بهتر: اصولا رسم نیست در آستانه ی انتخابات، مسوولین سیاسی – اجرایی را عزل و نصب کنند به نظر شما چه اقتضائاتی باعث شد دولت مبادرت به جابجایی استانداران نماید؟

 

رمضان پور: ابتدا لازم می دانم از جنابعالی  و کلیه همکاران زحمتکش شما در هفته  نامه وزین «گیلان  بهتر» به جهت تلاش برای تنویر افکار عمومی تقدیر و تشکر نمایم و امیدوارم تلاش بیشتری به عمل آورید تا دیدگاه همه ی شخصیت ها ، گروه ها و تشکل های سیاسی مقبول  نظام، در هفته نامه «گیلان بهتر» درج (شود) تا مردم از آن در خط مشی سیاسی خود بهره گیری نمایند .

و اما در پاسخ به سووال تان باید عرض کنم که این موضوع بستگی به نوع استراتژی دولت در نظام سیاسی جامعه دارد بهرحال ممکن است بعضی از مسایل ، رخدادها و ضرورت های  منطقه ای ایجاب کند که استانداران حتا در زمان  بسیار حساس هم، تعویض و یا جابجا شوند.

 

گیلان بهتر: ارزیابی شما درباره عملکرد آقای عبداللهی چیست چقدر به عملکرد آتی استاندار جدید خوشبین هستید با توجه به تجارب تان توصیه ای برای مهندس قهرمانی دارید؟

 

رمضان پور: حقیقت امر این است که بخاطر پاره ای از مسایل روی عملکرد جناب سردار عبداللهی ریز نمی شوم ، اما از اینکه در دولت آقای دکتر احمدی نژاد ، فردی گیلانی و با سابقه  درخشان نظامی در جبهات جنگ و نیروی انتظامی، برای تصدی استانداری گیلان انتخاب می شود ، در مقایسه با انتخاب استانداران سایر استان های کشور ، یک اقدام ارزنده و برای حقیر نیز بسیار خوشحال کننده بود . به این علت و نیز به خاطر شخصیت ارزنده، آرام  و متین جناب  سردار  عبداللهی و نیز به جهت تسریع در انجام  پروژه های زیر ساختی و عمرانی استان گیلان که به همت دولت و مجلس اصلاحات پایه گذاری ، اجرایی و عملیاتی  شده است ، سعی کردم در سخنرانی ها ، مصاحبه ها و اظهار نظرها از ایشان حمایت  داشته باشم.  اما همه می دانند که کار نظامی با کار سیاسی تفاوت شکلی و ماهوی دارد و کار بسیار سختی است که، یکباره  فردی  نظامی  در لباس یک فرد سیاسی ظاهر شود و بخواهد وظایف آن  فرد سیاسی را انجام  بدهد ، عکس این موضوع نیز صادق است یعنی برای یک فرد سیاسی هم بسیار سخت خواهد بود که یکباره در لباس نظامی وارد و وظایف یک فرمانده  نظامی را انجام دهد . لذا نباید متوقع  بود که سردار  عبداللهی  همانند استاندارانی  مثل آقایان طاهایی ، صوفی و سلطانی فر در امور سیاسی فرهنگی ، اجرایی ، اقتصادی، صنعتی ، کشاورزی و اجتماعی مسلط بر امور و دارای کارنامه باشد ...

 

گیلان بهتر: و درباره مهندس قهرمانی؟

رمضان پور: درباره آقای مهندس قهرمانی باید بگویم که ایشان ویژگی های یک استاندار خوب را دارا هستند . اما باید دید در دولت آقای دکتر احمدی نژاد چگونه عمل می کنند؟ آیا  همانطوری که در اولین مصاحبه خود اشاره کردند که از وجود نیروهای توانمند در استان بهره خواهد جست ، عمل می کند ؟ یا نه ، عکس آن عمل خواهد کرد . در این بخش باید منتظر رویکرد آقای مهندس قهرمانی بود .

اما در خصوص عملکرد آتی جناب آقای مهندس قهرمانی باید بگویم الان قضاوت خیلی زود است ولی با توجه به شناختی که از شخصیت صادق  آقای مهندس قهرمانی دارم و اینکه در وزارت کشور از سربازی به سرداری رسیده است لذا بسیار خوشبین هستم . زیرا  ایشان سال ها  قبل از حضور در استان گیلان در سمت های مختلف خاصه در سمت معاون عمرانی انجام وظیفه کرده و در زمان دولت اول آقای خاتمی یعنی زمان تصدی استانداری آقای مهندس صوفی در سمت  معاون عمرانی  استانداری گیلان منشاء خدمات ارزنده ای  بود و در دولت دوم آقای خاتمی ، یعنی زمان  تصدی استانداری آقای سلطانی فر بعد از مدتی از معاونت عمرانی به سمت معاونت برنامه ریزی استانداری گیلان مشغول بکار شد و بعد از آن نیز قایم مقامی و عضویت در منطقه آزاد بندرانزلی را تجربه کرده است و از آن پس با شکل گیری دولت آقای دکتر احمدی نژاد بعنوان معاونت عمرانی استانداری مازندران منشاء خدماتی شده است و از طرفی چون ایشان شناخت کافی و وافی نسبت به شخصیت های مذهبی نظامی، امنیتی، سیاسی و منابع انسانی استان و استانداری گیلان دارد ، می توان گفت استان گیلان در مقایسه با سایر استان های کشور بلحاظ داشتن مدیریت عالی از پتانسیل بالایی در دولت آقای احمدی نژاد برخوردار است و فرآیند آن ان شاا... توسعه سه بخش مهم کشاورزی، توریستی و صنعتی در گیلان خواهد بود. بهرحال باید منتظر ماند که ماموریت جناب آقای قهرمانی در دولت آقای دکتر احمدی نژاد چیست.

 

گیلان بهتر: در حال حاضر چند حزب و تشکل عضو ائتلاف اصلاح طلبان گیلان هستند شرایط پیوستن به این ائتلاف چیست؟

 

رمضان پور: اجازه  می خواهم پاسخ این سووال  و سووالات  مشابه در خصوص  چگونگی شکل گیری شورای ائتلاف، احزاب و تشکل های سیاسی اصلاح طلبان استان گیلان و برنامه های این شورا را در نشست با خبرنگاران و نمایندگان خبرگزاری های محترم استان گیلان که بزودی برگزار خواهد گردید ، مطرح کنم .

 

گیلان بهتر: با توجه به شمشیر داموکلس نظارت استصوابی بالای سر شما و کلا اصلاح طلبان تا چه حد به اینکه انتخابات رقابتی و سالم برگزار شود امیدوارید؟

 

رمضان پور: ببینید ، قانون اساسی ما مترقی ترین  قانون اساسی جهان است  و این موضوع را در طول بعد از انقلاب بارها در رسانه ها  و صحن علنی مجلس شورای اسلامی اعلام نموده ام، در این قانون جایگاه  شورای نگهبان تعریف شده است و مجلس پنجم شورای اسلامی نیز نظارت استصوابی را برای شورای نگهبان به تصویب رسانده است و تا زمانی که مجلس شورای اسلامی این  وظیفه را  از شورای  نگهبان سلب  نکرده  باشد شورای  نگهبان

می تواند با نظارت استصوابی به کار قانونی خود ادامه دهد.

اما من اعتقاددارم در شرایطی که کشور مورد هجمه تبلیغاتی اعراب منطقه ، کشورهای استکباری همچون  آمریکا ، انگلیس و فرانسه است ، شورای  محترم نگهبان می تواند با تساهل و تعامل بیشتری با موضوع بررسی صلاحیت های کاندیداها در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی برخورد نماید زیرا حفظ منافع ملی کشور در گرو مشارکت آحاد مردم  در امور سیاسی و اجتماعی است از این رو حفظ  و حضور مردم  در عرصه سیاسی کشور قطعا موجب وحشت دنیای استکبار خواهد بود و این فرمول سیاسی در حماسه دوم خرداد سال 76 نیز خود را نمایان کرد و موجب شد تا خانم البرایت وزیر امور خارجه کلینتون چراغ های سبز خود را یکی پس از دیگری به ایران نشان دهد و به جنایت های خودشان در 28 مرداد 1332و ... اعتراف  نمایند هر چند آقای خاتمی از آن چراغ ها نتوانست عبور کند البته تحلیل این موضوع نیز آسوده شبی خواهد و خوش مهتابی .

موضوع دیگری که باید عرض کنم این است که باتوجه به ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران همه قوا زیر نظر مقام معظم رهبری هستند، رادیکال ترین مجلس هم  اگر سر کار بیاید با نظر رهبری به کار خود ادامه خواهد داد و اگر در جریان کاری  و  فکری  نیز  با مسایلی روبرو  شوند  مطمئنا رهنمودهای حضرت  ایشان رهگشای آن مشکل خواهد بود کما اینکه در ابتدای دوره ششم مجلس شورای اسلامی عده ای از دوستان با عجله و حتا قبل ازشکل گیری کمیسیون های مجلس بحث اصلاح  قانون مطبوعات را مطرح کردند و مشکلاتی هم  فراهم آمد اما با رهنمود به موقع مقام معظم رهبری موضوع تمام شده تلقی گردید .

یقین دارم عمل به قانون و بدور از مصلحت اندیشی ، می تواند فضای انتخاباتی  را به صورت  مشارکت حداکثری آزاد و رقابتی در داخل و خارج از کشور جلوه دهد .

گیلان بهتر: وضعیت تایید و یا رد صلاحیت خودتان تصور می کنید به کجا بینجامد اگر کاندیدا شوید فکر می کنید تایید خواهید شد آیا به شما اعلام شد به چه دلیل رد صلاحیت شدید؟

 

رمضان پور: باید بگویم با توجه به سوابقم در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و 27 سال سابقه خدمتگزاری در امور اجرایی ، سیاسی ، علمی آموزشی  و قانونگذاری  برای نظام جمهوری اسلامی ایران تاکنون هیچ مرجع رسمی یا غیر رسمی قضایی ، اطلاعاتی ، امنیتی و نظامی یا اعضای محترم شورای نگهبان هیچگونه مستنداتی در خصوص رد صلاحیتم  به حقیر اعلام نکرده اند و حتی در این باره کوچکترین تذکری  هم در قبل و بعد از رد صلاحیت ، به من نداده اند  بنابراین با توجه به شرایطی که در آستانه  انتخابات  دوره ی هفتم مجلس شورای اسلامی بوجود آوردند بنظر می رسد در آن آتش سوزی، تر و خشک  با هم  سوخت . فردی مثل بنده که از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون همه وجود خود و خانواده اش را وقف نظام جمهوری اسلامی کرده است چطور می تواند فکر کند که محروم از خدمت در این نظام پر خون است .

بهرحال باید دید حذف یک نیروی کارآمد، خدمتگزار، معتقد به نظام جمهوری اسلامی ، قانون اساسی و از خانواده شهدا و ایثارگر در جبهه ها چقدر برای نظام هزینه و فایده دارد، در هر صورت با تمسک به  قرآن شریف در سوره مبارکه یونس عرض می کنم مومن باید امیدوار باشد .

 

گیلان بهتر: برخی معتقدند کاندیداهای اصلاح طلب از جمله شخص شما برای اینکه تایید صلاحیت بگیرد اینگونه سخن می گویید و در واقع محافظه کاری پیشه کرده اید حتا عدم حضورتان در برخی جلسات سیاسی در همین راستا ارزیابی می شود در این رابطه چه پاسخی دارید؟

 

رمضان پور:تا آنجا که یادم هست همواره بعضی از برادران و خواهران  به اصطلاح اصلاح طلب که به زمین  و  زمان اعتراض  دارند  و ایراد می گیرند ،  بنده را در دایره اصلاح طلبان  نمی دیدند و اعتقاد داشتند که ایشان  یک  مذهبی  سنتی  هست حتی  در آستانه انتخابات  دوره هفتم مجلس شورای اسلامی هم می گفتند رد صلاحیت آقای رمضانپور یک سناریوی سیاسی است .

البته بنده همه افتخارم این است که در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده ام  و تا آنجا که یادم هست از قبل از بلوغ شرعی  مقید به انجام احکام اسلام ، نماز و روزه  بوده ام و خداوند  سبحان را نیز شاهد می گیرم  در طول دو دوره نمایندگی  مردم شریف  شهرستان رشت  در مجلس شورای اسلامی حتا یک  روز بدون تلاوت  قرآن پا  به صحن علنی مجلس  نگذاشته ام و به مذهبی سنتی بودن خود نیز افتخار می کنم .

بنابراین چنین موضوعی برای  بنده تازگی ندارد و چنین  قضاوتی  نیز هیچ  تاثیری  در اراده  و تصمیم گیری اینجانب نخواهد داشت و همواره  نیز سعی کرده ام حتا  بعضی از جلسات را  به اتفاق دوستان مدیریت کنم . مثل نشست  همایش دوم  خرداد که در سوم خرداد امسال در مسجد شهدای صیقلان برگزار گردید و حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای موسوی لاری در آن مراسم در جمع مردم سخنرانی فرمودند .

 

گیلان بهتر: تحلیل تان از نوع برخورد شورای نگهبان چیست بنظر شما حاکمیت با ترکیب فعلی اش تصور می کنید با مدارا برخورد خواهد کرد امکان تلطیف شدن فضای سیاسی در این ماه های منتهی به انتخابات وجود دارد؟

 

رمضان پور: ببینید همه بحث تایید یا رد صلاحیت در شورای محترم نگهبان خلاصه نمی شود زیرا شورای نگهبان ابتدایک هیات مرکزی تشکیل می دهد و آن هیات در مراکز استان ها یک هیات دیگر را شکل دهی می کنند وهیات های استان نیز یک هیات شهرستان وهیات شهرستان هم  یک هیات بخش را سازمان دهی می نماید و پرونده های کاندیداها ابتدا در هیات اجرایی مطرح و علی القاعده براساس قانون انتخابات می باید  از مراجع چهارگانه استعلام و بعد از آن هیات نظارت بخش و شهرستان و عنداللزوم هیات نظارت استان اظهارنظر نموده و چنانچه فرد به هر دلیل قانونی یا غیر قانونی رد صلاحیت شوند می توانند ابتدا از هیات نظارت پیگیری و در صورتیکه هیات نظارت مرکزی نظرهیات نظارت استان را در خصوص رد صلاحیت کاندیدا تایید نماید این موضوع در آخرین مرجع ، یعنی نزد اعضای محترم شورای نگهبان قابل بررسی و اظهار نظر است.

بنده اعتقاد دارم چون پیگیری این پروسه زمان طولانی را در برمی گیرد ، این احتمال وجود خواهد داشت که شورای  محترم  نگهبان به علت کمبود وقت  و زمان  نتواند به  همه دادخواست ها و اعتراض های کاندیداهای  رد صلاحیت شده رسیدگی نماید و ممکن است بعضی از کاندیداها که استحقاق حضور در صحنه انتخابات را دارا هستند نتوانند در صحنه انتخابات حاضرشوند . ان شا ا... شورای محترم نگهبان در این خصوص تمهیداتی بعمل خواهند آورد که حقی از کسی ضایع نشود .

اما درباره قسمت دوم سووال شما باید عرض کنم مقام معظم رهبری حجت را در این خصوص تمام کرده اند و در دیدار با اعضای  محترم شورای نگهبان  و اعضای محترم  هیات نظارت استان ها فرمودند که در بحث بررسی صلاحیت کاندیداهای مجلس شورای اسلامی قانونی و بدور از مصلحت اندیشی عمل کنید بهرحال شورای محترم نگهبان و اعضای هیات نظارت استان ها قطعنا التزام عملی به ولایت فقیه دارند و حتما این حکم را سر منشای  کار خودشان قرار خواهند داد .

گیلان بهتر: جالب است خیلی امیدوار به نظر می رسید...!

 

رمضان پور: تا آنجا که خود را شناخته ام  همواره توکل به خداوند سبحان ، توسل  به ائمه اطهار ( ع ) و تکیه بر بزرگان و مردم داشته ام . در این خصوص چرا باید امیدوار نباشم ؟

 

گیلان بهتر: اگر اصلاح طلبان را بلحاظ فکری به سه بخش محافظه کار، میانه رو و رادیکال تقسیم بندی کنید به نظر خودتان شما در کدام دسته جای می گیرید؟

 

رمضان پور: بهرحال در هر طیفی از طیف های سیاسی ممکن است چنین تقسیم بندی وجود داشته باشد اما خودم خیلی به این تقسیم بندی باور ندارم ، نمی دانم تعریف  شما از  اصلاح طلبان محافظه کار و میانه رو و رادیکال چیست ؟  ولی اعتقاد دارم گذر زمان خیلی از واقعیت ها را روشن  می کند در هر صورت شاید پاسخ این سووال شما را به نوعی در سووالات گذشته داده باشم .

 

گیلان بهتر: آقای رمضان پور روزگاری نه چندان دور دو قوه از سه قوه کشور در اختیار اصلاح طلبان«حکومتی» بود اما نتیجه عملکردشان چندان برای مردم دلنشین نبود چه ضمانتی هست اگر مجددا با رای مردم قوه مقننه و سپس دولت را در دست گرفتید عملکردی بهتر از گذشته داشته باشید؟

 

رمضان پور: این طور که شما می فرمایید نیست زیرا مجلس و قوه مقننه فقط در دوره ششم بمدت 4 سال در اختیار اصلاح طلبان بود و از طرفی مجموعه گروه ها ، احزاب  و تشکل هایی  که از آقای  خاتمی در انتخابات دوره  هفتم ریاست  جمهوری حمایت کرده بودند در دایره  اصلاح طلبان  بودند مثل کارگزاران ، همبستگی ، مجمع روحانیون ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی  و جبهه مشارکت  و ...  این گروه ها  نیز هر کدام تفکر و اندیشه خاص خودشان را داشتند و هیچ یک از گروه های سیاسی اصلاح طلب موجود در دوره ششم  اکثریت مجلس را نداشتند و چنانچه طرحی یا لایحه ای که مد نظر هر یک از تشکل های اصلاح طلب بود  و می بایست در صحن علنی تصویب شود چاره ای جز این نداشتند که ائتلاف کنند و در خیلی اوقات هم اینطور نبود مثلا حداکثر عدد نیروهای مورد حمایت ویژه جبهه مشارکت  و سازمان مجاهدین  انقلاب  و دفتر تحکیم و انجمن اسلامی معلمان در مجلس ششم به 72 نفر می رسید و اگر این گروه با گروه های دیگر با توجه به نوع تفکر و اندیشه  سیاسی شان به توافق  نمی رسیدند  خیلی از طرح ها  و لایحه ها  تصویب  نمی شد . بنابراین این طور نبود که شما می فرمایید و یا آحاد مردم عزیز ما فکر می کنند که جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بعنوان اصلاح طلبان ، اکثریت مجلس ششم را دارا بودند و همه کاره بودند .

از طرف  دیگر همه فکر می کردند که دولت نیز دولت اصلاح طلب است در حالیکه دولت و قوه مجریه هم این طور نبود زیرا آقای خاتمی همواره اظهار می فرمودند که من و دولتم فراجناحی ایم .

آقای انجم روز، خدایی چند نفر و کدامیک از مسوولان استان گیلان در دولت و مجلس اصلاحات، اصلاح طلب بودند؟ باور کنید وضع کل کشور از این نظر بدتر از استان ما بود . خلاصه اصلاح طلبان هم چوب را خوردند و هم پیاز را .

بهرحال چهار سال دوره ششم مجلس شورای  اسلامی  برای اصلاح طلبان با آنهمه خاطرات و مسایل بوجود آمده  فرصت و زمان موثری نبود تا بشود در کوتاه مدت  عملکرد  خود را نمایان سازد . اما با همه این  وضع اقدامات اساسی عمرانی برای زیر ساخت کشور و استان مان شکل گرفت و امور اقتصادی هم پیشرفت خوبی داشت اما پر واضح است که مجلس و دولت اصلاحات به سبب دارا نبودن رسانه ملی و مطبوعاتی قادر به معرفی عملکرد خود در ابعاد مختلف به مردم نبود و از این نظر بسیار مظلوم واقع شد .

بهرحال در پاسخ به سووال شما باید عرض کنم مطمئنا با توجه به تجربیات هشت ساله دولت آقای خاتمی و تجربه چهار ساله دوره ششم مجلس شورای اسلامی و بهره گیری از این دوره ها فرآیند بسیار خوبی برای توسعه همه جانبه و پایدار کشور فراهم خواهد شد .

گیلان بهتر: اینکه دولت نتوانست اصلاح طلبان را بر کرسی مدیریت ها بنشاند اتفاقا یک ضعف عمده اش بود بگذریم، شما معتقدید تلاش های زیادی توسط اصلاح طلبان زمانی که در قدرت بودند صورت گرفته است اما رقبا کوشش های تان را ناکام گذاشتند خب این رقبا که هنوز هستند و قدرت شان هم بیشتر شده است خب پس بازهم تلاش های شما بی ثمر خواهد ماند بنابراین ورود کردن به عرصه هایی همچون انتخابات بیهوده نیست؟

 

رمضان پور: آنچه برایمان مهم است انجام تکلیف است و از طرف دیگر قضاوت مردم برای ما مهم است ، مردم بهتر از هر کس دیگر می دانند که در دو سال اول دولت آقای خاتمی با توجه به شرایط ویژه کشور از نظر سر رسید بدهی های خارجی، خشکسالی، سیل و زلزله و کاهش  قیمت جهانی نفت ، کلا درآمد فروش نفت  29 میلیارد دلار بوده و مردم نیز زندگی راحت تری داشتند. اما درآمد نفت در دو سال اول دولت آقای دکتر محمود احمدی نژاد 120 میلیارد دلار بوده  و دولت ایشان ، معضلات دولت آقای خاتمی راهم نداشته است. ولی شرایط زندگی مردم بسیار سخت تر شده است. در این باره مقایسه عملکرد دولت اصلاحات و مجلس ششم با عملکرد دولت اصولگرا و مجلس هفتم و رویکردهای  آنان و نیز قضاوت مردم خیلی از واقعیت ها را روشن می کند .

 

گیلان بهتر: علاقمندم درباره عملکرد دولت و مجلس ششم در گیلان توضیح دهید.

 

رمضان پور: اگر اجازه بدهید، در این خصوص مقاله ای تهیه کرده ام تحت عنوان:( نگاهی به شاخص های توسعه گیلان قبل وبعد ازدوم خرداد وعملکرد دولت ومجلس اصلاحات ) بنده آن مقاله را خدمت شما تقدیم می کنم تا هر  وقت صلاح  دانستید در  هفته نامه گیلان  بهتر چاپ  فرمایید . این مقاله عمرانی خیلی از واقعیت ها را مشخص می کند و با تحقق آن پروژه ها قطعنا استان گیلان حداکثر در دو یا سه سال آینده تحول چشم گیری به خود خواهد گرفت .

 

گیلان بهتر: یعنی ضعف عملکرد ها اصلا به اصلاح طلبان برنمی گردد شما می گویید همه اش متوجه کارشکنی دیگران است اگر ضعف هایی داشتید چرا هرگز بحث انتقاد از خود را جدی نگرفتید؟

رمضان پور: من کسی را متهم  نکرده ام ولی بطور قطع  اگر ضعفی در  یک سازمانی هست آن ضعف متوجه مدیریت و افراد آن سازمان می شود بنابراین اگر ضعفی در دولت و مجلس اصلاحات بوده متوجه دولت و مجلس اصلاحات است و دیگران متهم نیستند واگر دیگران هم کارشکنی کردند باز هم ناتوانی خود دولت و مجلس اصلاحات بوده که در برخوردها از خود ملاحظه کاری بخرج داده اند و فرصت سوزی های کردند .اتفاقا در این ارتباط صادقانه می گویم ما خود را مقصر می دانیم نه دیگران را.

پيام هاي ديگران        link        دوشنبه، 7 آبان، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

عبدالغفار يوسفی رييس ستاد انتخاباتی حزب اعتماد ملی شد

آقای عبدالغفار یوسفی فرماندار سابق شهرستان سیاهکل با رای شورای مرکزی حزب اعتمادملی استان به عنوان رییس ستاد انتخاباتی حزب انتخاب گردید.

پيام هاي ديگران        link        سه شنبه، 24 مهر، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

سخنی با اصلاح طلبان استان گيلان

نوشتاري از بابک مهدیزاده

سخنی با اصلاح طلبان استان گيلان

دانشجویان و روزنامه نگاران همواره پیش مرگه های اصلاحات بودند. سنگین ترین هزینه ها را نیز این دو قشر در 8 ساله اصلاحات پرداخت کردند ؛ هزینه ای که هم اکنون هم ادامه دارد و نه تنها از میزانش کم نشده که برآن افزون هم گردیده است.

ابتدا چند نمونه را مثال مدعایم می آورم تا خدمات دانشجویان و روزنامه نگاران به اصلاحات و اصلاح طلبان را یادآور شوم. از همان دوم خرداد 1376 این دانشگاه و دانشجویان بودند که سخاوتمندانه تریبون خود را به سید محمد خاتمی دادند تا در دورانی که تریبون تمام نهادها در اختیار رقیب خاتمی بود دانشگاه قوی ترین صدای خاتمی شود. در انتخابات مجلس ششم نیز این دانشجویان بودند که بی هیچ چشمداشتی پیاده نظام اصلاح طلبان شدند و در دانشگاه ها بی هیچ مزد و منتی لیست اصلاح طلبان را تبلیغ کردند. بیشترین فداکاری دانشجویان اما زمان تعطیلی روزنامه سلام بود. در روزهایی که حتی اعتراض کم رمق اصلاح طلبان به جایی نمی رسید دانشجویان متحصن شدند تا برخی ها تاب تحمل از کف دهند و فاجعه 18 تیر را رقم زنند. اما این همه هزینه بس نبود ظاهرا که صدور حکم اعدام هاشم آقاجری بیش از هرجای دیگر در دانشگاه ها واکنش برانگیخت و دانشجویان زخم دیده جلوتر از دوستان اصلاح طلب به نشانه اعتراض کلاس های درس را تعطیل کردند. حتی وقتی بی مهری اصلاح طلبان ادامه یافت بازهم دانشجویان در مقابل اخراج اساتید خود – ولو آنکه دوم خردادی بودند- سکوت نکردند.

مطبوعات و روزنامه نگاران نیز کم از دانشجویان نکردند و هزینه ندادند. مگر نه آنکه بعد از دوم خرداد این روزنامه ها بودند که مکانی شدند برای تبلیغ افکار اصلاح طلبی. مگر همین ها نبودند که مدام اسامی و سخنان اصلاح طلبان را در صفحات خود چاپ می کردند. روزنامه ها آنقدر نفوذ داشتند که در انتخابات مجلس ششم پیروز شوند و جالب آنکه تمام نفوذشان را نیز در اختیار اصلاح طلبان گذاشتند.حتی اکنون نیز روزنامه ها و روزنامه نگاران همچنان هم از اصلاح طلبان حمایت می کنند و سکوی پرتاب آن ها می شوند.

اما اصلاح طلبان در مقابل آن ها چه کردند؟ آیا توانستند حق دانشجویان را در ماجرای 18 تیر بستانند؟ آیا توانستند جلوی اخراج و کمیته انضباطی بسیاری از دانشجویان را بگیرند؟ آیا توانستند جلوی نفوذ برخی از عوامل به انجمن های اسلامی را بگیرند و مانع انشقاق در دفتر تحکیم وحدت شوند یا اینکه خود بر آتش اختلاف دمیدند؟ نه تنها این نکردند که در نهایت طلبکارانه دانشجویان را به خاطر تحریم انتخابات مقصر شکست اصلاحات جلوه دادند؟ اصلاح طلبان نه تنها نتوانستند از حق و حقوق دانشجویان دفاع کنند که کاملا نسبت به وضعیت آن ها بی تفاوت شدند. آیا این رفتار متناسب با اخلاق سیاسی است؟

اصلاح طلبان در رفتار خود با روزنامه نگاران و روزنامه ها نیز اینچنین بودند. نمایندگان شان در مجلس ششم نه تنها نتوانستند قانون مطبوعات را به تصویب برسانند که حتی قادر به جلوگیری از توقیف 10 ها روزنامه و مطبوعه نبودند. حتی پیگیر وضعیت هزاران روزنامه نگار بیکار شده نیز نبودند. همه این ها به کنار، اصلاح طبان در برخورد خود با روزنامه نگاران به گونه ای رفتار می کنند که تو گویی روزنامه نگار موظف است که از فلان اصلاح طلب حمایت کند و این همان انتظاری است که از دانشجویان نیز می رود و این عین بی اخلاقی است.

اما دو سال حکمرانی دولت نهم، اصلاح طلبان را متوجه این دو قشر و تاثیرشان کرده است. آن ها دریافتند که برای موفقیت باید اخلاق را رعایت کنند و دانستند که برای پیروزی در انتخابات باید اطمینان دانشجویان را کسب کنند و در کنارش از مطبوعات بانفوذ و تاثیرگذار بهره مند شوند. به این دلیل است که طیفی از جبهه اصلاحات در قضیه بازداشت اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و سخنگو و اعضای سازمان دانش آموختگان با سایر دانشجویان همصدا شدند و حتی کروبی و خاتمی نیز پیگیر وضعیت دانشجویان در بند شدند. اما هرچقدر در تهران و برخی دیگر از استان ها اصلاح طلبان دوم خردادی در این مدت به دانشجویان و اصلاح طلبان غیرحکومتی نزدیک شدند در گیلان وضع اسفناک بود. اگرچه در مراسمی که در اعتراض به بازداشت دانشجویان در گیلان برگزار شد حزب کارگزاران دفترش را در اختیار این مراسم قرار داد و افرادی مانند سروش اکبرزاده ، محسن باقری ، کاظم نصیراف ، سهیلا مدارایی و کیوان محمدی سخنرانی کردند و از حقوق دانشجویان دفاع کردند اما غایبین جلسه بیشتر از حاضرینش بودند. برای این مراسم از تمامی احزاب اصلاح طلب استان و چهره های منفرد دعوت شده بود ؛ از تمام اعضای خانه کارگر –هرچند محمد یعقوبی دبیر این تشکل حضوری چند دقیقه ای داشت- تا تمام اعضای جبهه مشارکت و از حزب اعتماد ملی تا حزب همبستگی و انجمن اسلامی معلمان و انجمن اسلامی مهندسان و ده ها تشکل کوچک و بزرگ دیگر. اما از میان تمام این ها فقط چند شخصیت فوق الذکر حاضر شدند در مراسم شرکت کنند. حزب اعتماد ملی به بهانه تشکیل جلسه شورای مرکزی این حزب در همان روز دعوت برگزارکنندگان مراسم را پاسخ نگفت و این درحالی بود که شخص کروبی جزو پیگیرترین افراد در این قضیه بود. باقی احزاب هم که اصلا در این فکرها نیستند اما تاسف آورترین قسمت، عدم حضور اعضای سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت در این مراسم بود. به جز حضور فردی محسن باقری که البته همواره ارتباط خوبی با اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت گیلان داشت سایر اعضای مشارکت حتی اعضای شاخه جوانان – که همتایانشان در تهران بسیار قوی هستند - در این مراسم حاضر نشدند. اعضای سازمان مجاهدین انقلاب نیز همین کردند.

در عین حال اکثر این اصلاح طلبان گیلانی نسبت به وضعیت مطبوعات نیز بی تفاوت هستند. بارها به این دوستان توصیه شد که به فکر مطبوعه ای برای خودشان باشند تا در هنگامه انتخابات برای پیروز شدن به شگردهای دیگر متوسل نشوند اما پاسخ سران اصلاح طلب گیلان همواره منفی بود. واقعیت این است که دوستان اصلاح طلب در گیلان فقط به فکر انتخابات هستند و این را يك (چهره ي سر شناس اصلاح طلب استان مان)، صراحتا در جلسه ای که برای برگزاری مشترک همایش مشروطه با سازمان دانش آموختگان تشکیل شده بود به نماینده سازمان گفت. در گیلان تنها جلساتی که نسبتا منظم تشکیل می شود جلسات ائتلاف اصلاح طلبان است که تابه حال تنها دستور کارش انتخابات مجلس هشتم بوده است و حیف و صد افسوس که این همه فعال سیاسی اصلاح طلب در استان نمی دانند که در انتخابات بدون حمایت دانشجویان و جوانان و جامعه مدنی و مطبوعات نمی توانند پیروز شوند. حیف که سواد سیاسی در این استان تا این اندازه پایین است.

شاید دوستان اصلاح طلب ما با خواندن این مقاله خاطر نازکشان آزرده شود اما به عنوان برادر کوچکتر عاجزانه از دوستان خواهش می کنم که کمی زحمت کشیده و به دور از تعصب فکر کنند که چه کرده اند برای اصلاحات در این استان و چه کرده اند برای دانشجویان و روزنامه نگاران استان. نقد ما نقد جانبدارانه نیست ؛ نقد دلسوزانه ای است چون به این حقیقت واقفیم که خوشبختانه یا بدبختانه در این استان باید با همین فعالان سیاسی کار کنیم و اگر نقدی می کنیم برای این است که دوستان از لاک خود درآیند و به فکر سوددهی بیشتری باشند. حداقل نگذارید کارنامه بيست و هفت ساله فعالیت سیاسی تان در همین حد بماند.

سخن آخر با دوستان شاخه جوانان مشارکت گیلان است. دوستانی که باید اتکای دانشجویان باشند ظاهرا در گیلان به راه بزرگترهای خود رفته اند. افتخار رییس شاخه جوانان مشارکت گیلان نیز این است که با برگزاری مراسم اعتراضيه بازداشت دانشجویان، در دفتر جبهه مشارکت مخالفت کرده است.

 ای کاش می شد متحدی قابل اطمینان یافت از این خیل عظیم فعال سیاسی در استان که بسیاری شان سال ها فرماندار و مدیر ارشد استان بوده اند. آیا می توان به آینده امیدی داشت؟ کاش دوستان حداقل اهل قلم زدن بودند و جواب این همه سوال را می دادند. اگر دوستان اصلاح طلب زحمت پاسخگویی به این سوالات را هم نکشند و بر ادامه همین رفتارشان اصرار ورزند مطمئن باشند که موبایل من و دوستانم در آستانه انتخابات خاموش خواهد بود تا مبادا خواهش دوستان کاندیدای مان را از آنسوی خط ها بشنویم که حمایت، طلب می کنند. دوستان بايد بدانند که، حمایت دو طرفه است.

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 2 شهريور، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

مخالفت استانداری گیلان با برگزاری یادمان روز مشروطه توسط ادوار تحكيم گيلان

«محمد رضا خسروی» دبیر تشکیلات شاخه گیلان سازمان ادوار تحکیم وحدت در گفت و گو با خبرنگار ما از عدم موافقت استانداری گیلان با برگزاری مراسم گرامیداشت روز مشروطه توسط این سازمان خبر داد.

وی گفت: " بر اساس مصوبه شورای مرکزی سازمان ادوار گیلان، بنا بود به مناسبت بزرگداشت روز مشروطه مراسمی با محوریت نقش گیلان در نهضت مشروطه، با همکاری «مجمع اسلامی فرهنگیان استان گیلان» برگزار شود که بعد از مکاتبه رسمی با فرماندار شهرستان رشت و ارجاع نامه به حوزه معاونت سیاسی استانداری گیلان، پس از تاخیری نسبتاٌ طولانی به صورت شفاهی اعلام نمودند که مجوز برگزاری این مراسم صادر نشده است. "

وی افزود: " در مذاکره ای که با درزی، معاون سیاسی و امنیتی استانداری گیلان داشتیم ایشان صراحتا اعلام نمودند که تا زمان تعیین تکلیف وضعیت پلمپ دفتر مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت، هیچ گونه مجوزی به مراسم و برنامه های این سازمان داده نخواهد شد و سازمان ادوار از نظر وزارت کشور فعلا در وضعیت تعلیق به سر می برد. "

خسروی خاطر نشان کرد: " تلاش ما برای دستیابی به پاسخ مکتوب استانداری در این زمینه نیز تا کنون بی نتیجه مانده است."

دبیر تشکیلات سازمان ادوار تحکیم وحدت - شاخه گیلان با انتقاد از روش هایی که در دو سال اخیر توسط مقامات سیاسی استان گیلان برای محدود کردن احزاب اصلاح طلب در پیش گرفته شده(است) افزود: " متاسفانه شاهد آن هستیم که با برگزاری مراسم توسط دو حزب قانونی و دارای شناسنامه در استان مخالفت می شود و در هفته های گذشته نیز برای برپايی انتخابات «خانه احزاب» استان موانعی به وجود آوردند و حتی قصد داشتند که از برگزاری این انتخابات جلوگیری نمایند که موفق به انجام این کار نشدند و همه اینها نشان می دهد که دوستان «محافظه کار» قصد دارند از هر راهی برای محدود کردن احزاب و تشکل های سیاسی استفاده نمایند."

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 2 شهريور، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

نگاهی گذرا به یک خاطره ...

دکتر محمدباقر نوبخت: ثبت و انتشار خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رخدادی است مشابه اقدام بسیاری از شخصیت‌ها و سیاستمداران و تکراری است بر آنچه خود ایشان قبلاً در دو جلد با عنوان دوران مبارزه انجام دادند، طبعاً در این خاطرات مطالبی بازگوئی می‌شود که می‌تواند برای مخاطبین آتی خود با توجه به گذشت زمان بعضاً عکس‌العمل‌های متفاوتی را ایجاد نماید. به خصوص برای کسانی که جهت دار به مطالبی از گذشته برخورد می‌کنند ممکن است اساساً غیرقابل قبول و حتی ناباورانه باشد. 
مثلاً فرض شود بنا به دلایل یا رخداد حادثه‌ای پذیرش قطعنامه و پایان جنگ با عراق در تاریخی که انجام می‌شد صورت نمی‌پذیرفت، اگر بعدها افرادی که از این تصمیم حضرت امام‌(ره) مطلع بودند آنرا در خاطرات خود نقل می‌کردند چه کسی باور می‌کرد که با توجه به مواضع صریح حضرت امام و اساساً نظام مبنی بر ادامۀ جنگ تا پیروزی و یا رفع فتنه در جهان، چنین تصمیمی در مقطعی از زمان اتخاذ شده‌بود؟ حال که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که دوست و دشمن از رابطۀ نزدیک وی با حضرت امام خمینی به عنوان یکی از چند نفر افراد خاص اذعان دارند در خاطرات خود نقل می‌کنند که «در خصوص پیشنهاد قطع شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی در آن زمان به طور اصولی تصمیم‌گیری شده و حضرت امام موافقت نموده بودند و اجرای این تصمیم موکول به فرصت شده بود» به هدف اینکه حضرت امام نسبت به آمریکا همواره نظر نامناسبی داشتند چرا باید تشکیک و تردید شود. 
و نمونه‌ای دیگر موضوع مذاکره با آمریکا است که همواره مقام معظم رهبری طرح آنرا خطرناک‌تر از ایجاد رابطه می‌دانستند ولی امروز با توجه به موافقت معظم‌ له مبنی بر انجام گفتگو با آمریکا و نشستن با این شیطان بزرگ و لو در مورد مساdل عراق قابل استنتاج است که مواضع نظام ابدی و ازلی نیستند و چه بسا با گذشت زمان مواضعی می تواند نرم تر و یا سخت تر شود. 
همچنین باید توجه داشت که کتاب خاطرات «به سوی سرنوشت» از سوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سالهای گذشته جمع‌آوری و از مدت‌ها قبل زیر چاپ رفته‌بود. حال اگر به زعم عده‌ای زمان برای اعلام برخی از خاطرات گذشته مناسب نیست از کجا معلوم که در آینده شرایطی ایجاد شود که برای توجیه آن به نقل این خاطره استناد شود همانطور که امروز به برخی از صحبت‌های حضرت امام استناد می‌شود که نه برای آن کسی مسندی می‌خواهد و نه نیاز به تصدیق و تأیید مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی‌(ره) می‌باشد.... 

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 2 شهريور، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

جناب آقاي استاندار آيا راهي براي مقابله با اعضاء متخلف شوراي شهر رشت وجود ندارد؟

از حسن کربلائی

اينجانب به قدر سهمي كه براي خود بعنوان يك شهروند قائل هستم و نه به نمايندگي از جمعي و گروهي؛ از آقاي استاندار محترم مي خواهم اجازه ندهند با سرنوشت من بازي شود.   شايد برخي فكر كنند در جريان انتخاب و معرفي شهردار رشت تغييراتي رخ داده است ولي تغييري در كار نبوده و رئيس شوراي شهر رشت از ترس تغيير احتمالي در اكثريت و اقليت شورا دست به اقدامي عجولانه و غير قانوني زده است و فردي را كه وزير كشور او را تائيد نكرده، به عنوان شهردار به عوامل شهرداري معرفي كرده است.   از ابتداي انتخاب شهردار رشت همواره اين نگراني وجود داشت كه شوراي شهر سوم با تركيب غير تشكيلاتي آيا خواهد توانست  اين كشتي را به ساحل امن  و آباداني برساند يا نه؟ و صاحبان خرد و انديشه هم با خود مي گفتند آيا اين شوري در اولين آزمون  خود درست عمل خواهد كرد يا نه ؟    با اولين گام توسط شورا مردم رشت شاهد موج جديدي از بلا تكليفي شدند . پنج نفر از اعضاءشوري شهر كه با اقدام غير قانوني رئيس شورا مبني بر معرفي شهردار غير قانوني سكوت كرده و يا مقاومتي از خود نشان نداده اند ، از نظر مردم رشت مقصر و گناهكارند .   اما آقاي خاكسار كه ظاهراً اين پست مقام براي او شيرين آمده بداند كه اين پست ها مقامها به اين قيمت نمي ارزد .وقتي در جمهوري اسلامي و در دولت اصولگرا هيچ مقام مسئولي در وزارت كشور حكم شهردار را امضاء نكرده و شهردار شهرداريهايي در حد و اندازه هاي رشت حتما بايد از دست مبارك وزير كشور حكم بگيرد ،تصرف غير قانوني اين جايگاه يعني چه ؟آيا منظور شما خدمت به مردم است ؟ مردان عقل و درايت نمي بايستي برگي ديگر بر پرونده گناهان خود بيافزايد .از رياست شوري دعوت مي كنم به ميزاني كه فكر مي كنند در دوران انتخابات اصولگرايان و بچه هاي مذهبي به او كمك كردند و به قدري كه از نامهاي مقدس تشكلهاي مذهبي سود جسته اند ،حرف خيرخواهان و اصولگرايان و مردم فهيم رشت را گوش دهند و ابتداي زندگي سياسي خود ،نشانه اي از تمرد و نافرماني از مقررات دولت،خصوصا دولت نهم را در سوابق خود به يادگار نگذارند . تك تك اعضاء شوراي شهر هم مي دانند اين عمل رئيس شوري خلاف قانون است چون رياست شورا پرونده اي را در اختيار هيئت حل اختلاف وزارت كشور قرار نداده تا ادعا كند 15 روز مهلت قانوني آن تمام شده است و اصولا در هيچ جلسه اي از جلسات شورا تصميمي مبني بر معرفي شهردار ،اتخاذ نشده والبته به قدري كه سكوت مي كنند و يا كارهاي عمراني شهر رشت به تعويق مي افتد ، مديون مردم خواهد بود . البته در اينجا از سه تن از اعضاي شوري يعني آقايان حسن خواه ،عاقل منش وناصح كه وفق مقررات عمل كرده و از اين اقدام رياست شوري تبري جسته اند تشكر مي كنم . اميدوارم استاندار محترم به دنبال اقدامات قبلي خود ،به اين بي سر و ساماني پايان دهد.  يكي از شهروندان - حسن كربلايي

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 2 شهريور، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات

معاني متفاوت شرايط «ويژه»

از علی انجم روز

«هاشمي  رفسنجاني» كه آب و گِلش را با محافظه كاري سرشته اند و تند گويي و احساسي سخن گفتن، كمتر از او ديده و يا شنيده شده است اخيرا شرايط كشور را «ويژه» خواند. هاشمي چندي قبل نيز در جلسه اي با حضور اصلاح طلبان استان گيلان از «وضعيت موجود» ابراز نگراني كرد. نايب رييس مجلس خبرگان در پاسخ به انتقادات تند حاضران در جلسه از احمدي نژاد، بصراحت مسايل مطروحه را «تاييد» كرد و علت عدم مداخله خود را، حمايت رهبري «بر اساس ملاحظات از اين شخص» (احمدي نژاد) ذكر كرد. او مصرانه از حاضران خواست نظام را در اين شرايط خطير تنها نگذارند و نوميدانه از «صحنه» كنار نروند.

حساسيت و ويژه بودن اوضاع كنوني تازگي ندارد. به قول «محسن سازگارا» منتقد ايراني در تبعيد، ما نزديك به سه دهه است كه در «شرايط حساس كنوني» به سر مي بريم.  البته ظاهرا اينبار قضيه كمي متفاوت از گذشته است. اگر ديروز دميدن بر شيپور «شرايط حساس كنوني» بهانه اي براي برخي جهت شانه خالي كردن از مسووليت هايشان بود اكنون اين مسولان دولتي و جناح حاكم نيستند كه از ويژه بودن شرايط كشور سخن مي گويند حتي بر عكس دولتي ها مي كوشند همه چيز را عادي جلوه داده و كشور را گلسناني بي بديل معرفي كنند.

اما هاشمي رفسنجاني كه در همه ي عمر سياسي اش محتاطانه سخن گفته است از وضعيت خطير كشور سخن مي گويد انتظار مي رود مسولان و نشستگان بر كرسي هاي حاكميت كمي تامل كنند. اما در عمل دولتي ها سخن هاشمي و ديگر منتقدان دولت را تفسير به راي كردند. آنان معتقدند آري شرايط كشور ويژه هست اما اين ويژگي بخاطر پيشرفت هاي محيرالعقول كشور و «فتح قلل افتخار» است!

«حسين صفار هرندي» وزير ارشاد كابينه «دكتر» اخيرا روزه سكوتش را افطار كرد و از رشد شكوفايي اقتصادي كشور در همين دو سال اخير سخن راند.

جالب است وقتي دولتمردان از دستاوردها سخن مي گويند هيچگونه آمار و ارقامي ارايه نمي دهند. مثلا هرگز در ميان افاضات مشعشع شان حرفي از نرخ تورم ، هفتصدهزار شغل جديدي كه بايد ايجاد شود و نمي شود، بروكراسي كلافه كننده و... به ميان نمي آيد. دولتمردان دولت نهم، با زبان آمار سخن گفتن، بيگانه اند و كلي گويي را عاشقانه دوست مي دارند. بعضا همچون قهرمانان يك سريال تلويزيوني، بسيار از افعال معكوس در سخنان شان استفاده مي كنند! مثلا «بحران اقتصادي» را «پيشرفت»، «ركورد» را «رشد» و «افسردگي مفرط در جامعه» را « نشاط» مي خوانند!

با عينكي كه آقايان به چشم زده اند احتمالا كوير لوت، جنگلي سرسبز و خرم و همه ايران گلستان است؟!كاش عينك شان را تكثير و توليد مي كردند و به هرايراني، يك عينك وارونه بين مي دادند تا مردم هم در سرخوشي ايشان شريك شوند.

آنچه ذهنم را بخود مشغول ساخته است اينست كه آيا بواقع مسولان به حرف هايي كه مي زنند باور دارند؟ مثلا وقتي رييس جمهوري اسلامي از پيشرفت «همه جانبه و فتح قلل» سخن مي راند نمي داند چه تعداد از پروژه هاي عمراني خوابيده و يا به كُندي پيش مي رود،از نرخ تورم بي خبر است ، تحريم هاي شوراي امنيت  در نظر ايشان بي اهميت است، نارضايتي مردم از كمبود بنزين امري كوچك است و يا درنگاه ايشان افزايش خودكشي، تعداد معتادان ، مهاجرت نخبگان از كشور و طلاق جايي ندارد؟ مگر ممكن است بالاترين مقام اجرايي كشور از اين بديهيات بي خبر باشد.

اگر هم از همه امور اطلاع دارند چرا رسم اغراق گويي را سنت مرسوم اين زمانه كرده اند. بي پايه سخن گفتن در بين مسولان پديده اي مسبوق به سابقه است. مگر در عرض همين دو سال كم وعده بي عمل داده شده است؟

هشدارهاي هاشمي و انذارهاي امثال كروبي و خاتمي كه در دلبستگي شان به نظام موجود ترديدي وجود ندارد نشان دهنده اين است كه جدا در شرايط خطيري به سر مي بريم شرايطي كه البته امكان عبور از آن وجود دارد به شرطي كه مسولان بپذيرند چه آشي پخته اند! اما تا وقتي خود را به خواب زده اند بيدار كردن شان ممكن نخواهد بود. وقتي «شرايط ويژه» را پيشرفت ، بحران را «ثبات» ، نارضايتي را«پشتيباني همه جانبه ملت» معنا مي كنند. دورنماي عبور از بحران هاي آتي چندان روشن نيست. 

پيام هاي ديگران        link        جمعه، 2 شهريور، 1386 - اصلاح طلبان تریبون اصلاحات